1- قيل له عليه السلام: فما الحلم؟ قالعليه السلام:" كظم الغيظ و ملك النفس." ( تحف العقول، ص 227) از حضرت امام حسن عليه السلام پرسيده شد كه بردبارى يعنى چه؟ فرمودند: بردبارى عبارت از فرو بردن خشم و اختيار نفس را داشتن . 2- قيل له عليه السلام: فما الشرف؟ قالعليه السلام: اصطناع العشيرة؟ و حمل الجريرة. ( تحفالعقول، ص 227) از حضرت پرسيده شده بزرگوارى چيست؟ فرمودند: احسان به قبيله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها. 3- قيل له عليه السلام: فما المروة؟ قالعليه السلام: حفظ الدين، و اعزازالنفس، و لين الكنف، و تعهد الصنيعة، و اداء الحقوق، و التحبب الى الناس. ( تحفالعقول، ص 227) از امامعليه السلام پرسيده شد كه جوانمردى يعنى چه؟ فرمودند: جوانمردى عبارت است از حراست دين، و عزت نفس، و با نرمش برخورد نمودن و بررسى عملكرد خويش، و پرداخت حقوق و دوستى نمودن با مردم . 4- قيل له عليه السلام: فما الكرم؟ قالعليه السلام: الابتداء بالعطية قبل المسئلة و اطعام الطعام فى المحل. از امام حسنعليه السلام معناى كرامت و بزرگ منشى را پرسيدند؟ فرمودند: بخشش پيش از خواهش و اطعام در هنگام قحطى . 5- قال امام المجتبىعليه السلام: اعلموا ان الله لم يخلقكم عبثا و ليس بتارككم سدى، كتب آجالكم و قسم بينكم معائشكم ليعرف كل ذى لب منزلته و ان ما قدر له و ما صرف عنه فلن يصيبه. ( تحفالعقول، ص 234) امام عليه السلام فرمودند: «اى بندگان خدا» بدانيد كه خداوند شما را بيهوده نيافريده است، و به حال خود رها ننموده، مدت عمرتان را نوشته، و روزى شما را بينتان تقسيم نموده تا هر خردمندى قدر و ارزش خود را بداند و بفهمد جز آنچه مقدر شده هرگز به او نمىرسد. 6- قال الامام المجتبى عليه السلام: قد كفاكم مؤونة الدنيا و فرغكم لعبادته و حثكم على الشكر وافترض عليكم الذكر واوصاكم بالتقوى. ( تحفالعقول، ص 234) امام مجتبىعليه السلام فرموده است: به تحقيق خداوند روزى شما را بر عهده گرفته است، و شما را براى بندگى فراغت بخشيده و به شكرگزارى تشويق نموده است و نماز را بر شما واجب فرموده و به پرهيزكارى توصيه فرموده است. 7- قال عليه السلام: والتقوى باب كل توبة و راس كل حكمة و شرف كل عمل. بالتقوى فاز من فاز من المتقين. ( تحفالعقول، ص 234) امام مجتبىعليه السلام فرموده است: پرهيزكارى در بازگشت « به سوى خدا» و سر رشته هر حكمت، و شرافت هر كار است، وهر كس از پرهيزكاران به كاميابى رسيد به وسيله تقوا بوده است. 8- قال امام المجتبىعليه السلام: ما تشاور قوم الا هدوا الى رشدهم .( تحفالعقول، ص 236) امام مجتبىعليه السلام فرمود: هيچ قومى مشورت نكرد مگر اين كه به ترقى و تكامل راه يافت. 9- قالعليه السلام: انه قال فى تفسير قوله « وقفوهم انهم مسئولون» انه لا يجاوز قدما عبد حتى يسئل عن اربع: عن شبابه فيما ابلاه و عمره فيما افناه، و عن ماله من اين جمعه، و فيما انفقه، و عن حبنا اهل البيت. ( بحارالانوار، ج 44، ص12) امام حسن عليه السلام: در تفسير آيه شريفه « وقفوهم انهم مسئولون» فرمودهاند: به تحقيق « روز قيامت» هيچ بندهاى قدم از قدم برنمىدارد مگر اين كه نسبت به چهار چيز مورد بازجويى و پرسش قرار مىگيرد: الف- از جوانىاش كه در چه راهى مصرف نموده است. ب- از عمرش كه در چه كارى آن را به كار گرفته است. ج- از ثروتش كه چگونه جمع و در چه راهى مصرف نموده است. د- از دوستى ما اهل بيت و خاندان پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم . 10- قالعليه السلام: لو لم يبق لبنى امية الا عجوز درداء، لبغت دين الله عوجا و هكذا قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم. (بحار، ج44، ص 43) جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: اگر از بنىاميه « در روى زمين احدى نماند جز پيرزن فرتوت و ناتوانى، همان يک نفر دين خدا را به مسير نادرستى خواهد كشاند. 11- قال الامام المجتبىعليه السلام: اعمل لدنياك كانك تعيش ابدا، واعمل لاخرتك كانك تموت غدا.( الحياة، ج4، ص 62) امام حسنعليه السلام فرمود: چنان براى دنيايت تلاش كن كه گويا هميشه زندهاى، و چنان براى آخرتت تلاش كن كه گويى فردا مرگت فرا مىرسد. 12- قال: كان الحسن ابن علىعليه السلام: اذا قام الى الصلاة لبس اجود ثيابه فقيل له: يابن رسول الله! لم تلبس اجود ثيابك؟! فقال عليه السلام: ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول « خذوا زينتكم عند كل مسجد» فاحب ان البس اجود ثيابى. ( الحياة، ج5، ص 66) راوى مىگويد: امام حسنعليه السلام زمانى كه نماز را برپا مىداشتند زيباترين لباس را مىپوشيدند، به حضرت عرض شد، اى پسر رسول خدا چرا به هنگام نماز اينگونه لباس مىپوشى؟ حضرت فرمودند: به تحقيق خدا زيبا است و زيبائى را دوست مىدارد. پس خود را براى پروردگارم مىآرايم، چنانچه مىفرمايد: « به هنگام نماز و حضور در مساجد لباس زيباى خود را بپوشيد» پس دوست دارم كه بهترين لباسم را بپوشم. 13- قالعليه السلام: ان اكيس الكيس التقى، و احمق الحمقالفجور. (الحياة، ج1، ص 203) امام حسنعليه السلام فرمود: زيرك ترين زيرك ها فرد با تقوا است، و احمقترين احمق ها شخص فاجر و فاسق است. 14- قالعليه السلام: كونوا اوعية العلم و مصابيح الهدى فان ضوءالنهار بعضه اضوء من بعضها. ( كافى، ج1، ص 301) امام فرمودند: جايگاه هاى دانش و چراغ هاى درخشان هدايت باشيد زيرا روشنى روز بعضى از بعضى ديگرش بيشتر است. 15- قال الحسن بن علىعليه السلام: تاتى علماء شيعتنا القوامون بضعفاء محبينا و اهل ولايتنا يوم القيامة، والانوار تستطع من تيجانهم. ( محجة البيضاء، ج1، ص 33) امام حسنعليه السلام فرموده است: از ميان شيعيان ما علمايى به پا مىخيزند كه ايستادگى افراد ضعيف از دوستان ما و آنها كه ولايت ما را پذيرا شدهاند به واسطه آنها است و از تاجى كه بر سر دارند نور مىدرخشد. 16- و كان الحسنعليه السلام: اذا افرغ من وضوئه تغير لونه فقيل له فى ذالك، فقالعليه السلام: حق على من اراد ان يدخل على ذىالعرش ان يتغير لونه. امام حسنعليه السلام زمانى كه وضويش پايان مىپذيرفت رنگ مباركش تغيير مىنمود. در اين باره از حضرت پرسيده شده «چرا رنگ شما تغيير مىنمايد؟» فرمودند: كسى كه مىخواهد وارد بارگاه «خداي متعال» گردد سزاوار است رنگش تغييرنمايد. 17- «قال نعم: استعد لسفرك و حصل زادك قبل حلول اجلك. (منتهىالآمال، ج1، ص 436) مردى از حضرت موعظه خواست، حضرت فرمودند: آماده سفر آخرت شو و زاد و توشه آن را پيش از رسيدن مرگ فراهم نما. 18- قال امام حسنعليه السلام: ايها الناس انه من نصح لله و اخذ دليلا هدى للتى هى اقوم و وفقه الله للرشاد و سدده للحسنى . ( تحف العقول،ص227) امام حسنعليه السلام فرمود: هان اى مردم، به تحقيق كسى كه براى خدا پند دهد و سخن خدا را راهنماى خود قرار دهد به راهى پايدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد موفق سازد. 19- قال امام المجتبىعليه السلام: بين الحق و الباطل اربع اصابع، ما رايت بعينيك فهو الحق و قد تسمع باذنيك باطلا كثيرا.( از هر معصوم چهل حديث، ص 105) امام حسنعليه السلام فرمود: بين حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ببينى حق است و چه بسا كه باطل زيادى را با گوش بشنوى. 20- قيل له عليه السلام ما الزهد؟ قالعليه السلام: الرغبة فى التقوى والزهادة فى الدنيا. قيل: و ما الحلم؟ قال كظم الغيظ و ملكالنفس. قيل ما السداد؟ قال دفع المنكر بالمعروف. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 106) از حضرت امام حسن مجتبىعليه السلام پرسيده شد زهد چيست؟ فرمودند: ميل به پرهيزکارى و بىميلى نسبت به دنيا. باز پرسيده شد كه حلم چيست؟ فرمودند: خشم را فرو بردن و مالك خود شدن. باز پرسيده شد كه سداد چيست؟ فرمودند: بدى را به وسيله خوبى برطرف نمودن. 21- قال الحسنعليه السلام: لبعض ولده: يا بنى لا تواخ احدا تعرف موارده و مصادره فاذا استنبطت الخبرة و رضيت العشرة فاخه على اقالة العثرة و المواساة فى العسرة. ( تحفالعقول، ص 236) امام حسنعليه السلام به يكى از فرزندانشان فرمودند: اى پسرم با احدى برادرى مكن تا آن كه بدانى كجاها مىرود و از كجاها مىآيد، و چون از حالش خوب آگاه شدى و رفتارش را پسنديدى با او برادرى كن. به شرط اين كه رفتارت بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد. 22- قال امام حسنعليه السلام: ان ابصر الابصار ما نفذ فى الخيرمذهبه و اسمع الاسماع ما وعى التذكير و انتفع به اسلمالقلوب ما طهر من الشبهات.(از هر معصوم چهل حديث، ص 111) امام حسنعليه السلام فرمودند: همانا بيناترين چشمها آن است كه در طريق خير نفوذ كند، و شنواترين گوشها آنست كه پذيرندهتر باشد و سالمترين دل ها آن است كه از شبهه پاك باشد. 23- قال عليه السلام: لا يغش العاقل من استنصحه. ( تحفالعقول، ص 239) امام حسنعليه السلام فرمودند: خردمند كسى است كه وقتى از او پند خواستند خيانت نكند. 24- قالعليه السلام: اذا لقى احدكم اخاه فليقبل موضع النور من جبهته. ( تحفالعقول، ص 239) امام حسنعليه السلام فرمودند: هر گاه يكى از شما برادر خود را ملاقات كند، بايد كه جايگاه نور از پيشانى او را ببوسد. 25- قال امام المجتبىعليه السلام: هلاك الناس فى ثلاث: الكبر،الحرص، الحسد. الكبر به هلاك الدين و به لعن ابليس. الحرص عدو النفس و به اخرج آدم من الجنة. الحسد رائدالسوء و به قتل قابيل هابيل.( از هر معصوم چهل حديث، ص 113) امام حسنعليه السلام فرمود: نابودى مردم در سه چيز است: 1- بزرگ نمائى 2- افزون خواهى بسيار 3- حسد و رشك بردن. بزرگ نمائى كه به وسيله آن دين نابود مىگردد و به واسطه آن شيطان ملعون رانده درگاه خدا شد و حرص كه به خاطر آن آدم از بهشت خارج شد، و رشك كه سررشته همه بدى است و به واسطه آن قابيل هابيل را كشت. 26- قال امامالمجتبى عليه السلام: اوصيكم بتقوى الله و ادامة التفكر،فان التفكر ابو كل خير و امه. (از هر معصوم چهل حديث، ص114) امام حسنعليه السلام فرمود: شما را به پرهيزکارى و ترس از خدا و ادامه تفكر و انديشه سفارش مىكنم زيرا تفكر و انديشه سرچشمه همه خوبي ها است. 27- قال امام المجتبىعليه السلام: غسل اليدين قبل الطعام ينفى الفقر و بعده ينفى الهم. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 114) امام حسنعليه السلام فرمود: شستن دست ها پيش از غذا فقر رامىزدايد و بعد از آن اندوه را برطرف مىسازد. 28- قالعليه السلام: صاحب الناس بمثل ما تحب ان يصاحبوك. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 114) امام حسن مجتبىعليه السلام فرمود: چنان با مردم رفتار نما كه دوست دارى با تو رفتار كنند. 29- قالعليه السلام: لاادب لمن لاعقل له ولا مروة لمن لاهمة له و لاحياء لمن لا دين له. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 115) كسى كه عقل ندارد ادب ندارد، و كسى كه همت ندارد جوانمردى ندارد و كسى كه حيا ندارد دين ندارد. 30- قال امام المجتبى عليه السلام: علم الناس علمك و تعلم علم غيرك. (از هر معصوم چهل حديث ، ص 116) امام حسنعليه السلام فرمود: دانشت را به مردم بياموز، و خود نيز دانش ديگران را فراگير. 31- قالعليه السلام: لا غنى اكبر من العقل ولا فقر مثل الجهل ولا وحشة اشد من العجب ولا عيش الذ من حسن الخلق. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 116) امام حسن مجتبىعليه السلام فرمود: هيچ بىنيازى برتر از عقل نيست و هيچ نيازمندى هم مثل نادانى نيست و هيچ وحشتى بدتر از خودپسندى نيست، و هيچ عيشى لذت بخش ترازاخلاق نيكو نيست. 32- قالعليه السلام: قيدوا العلم بالكتاب. امام حسنعليه السلام فرمود: علم را با نوشتن مهار كنيد. 33- قالعليه السلام: من بدء بالكلام قبل السلام فلا تجيبوه.( چهل حديث از هر معصوم، ص 117) امام حسنعليه السلام فرمود:هركس قبل از سلام سخن گفت جوابش را ندهيد. 34- تعلموا العلم فان لم تستطيعوا حفظه فاكتبوه و ضعوه فى بيوتكم. (از هر معصوم چهلحديث، ص 118) دانش را فراگيريد و اگر توان حفظش را نداريد بنويسيد و در خانههايتان نگهدارى نمائيد . 35- قالعليه السلام: الشروع بالمعروف و الاعطاء قبل السؤال من اكبر السؤدد. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 117) امام حسنعليه السلام فرمود: آغاز نمودن به بذل و بخشش پيش از درخواست و تقاضا، از بزرگترين شرافت و بزرگى است. 36- قالعليه السلام: من عبد الله، عبد الله له كل شىء. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 118) امام حسنعليه السلام فرمود: كسى كه خدا را بندگى نمايد، خداوند هم همه چيز را فرمانبردار او گرداند. 37- قالعليه السلام: انا الضامن لمن لم يهجس فى قلبه الا الرضا ان يدعوالله فيستجاب له. ( از هر معصوم چهل حديث، ص 118) امام حسنعليه السلام فرمود: كسى كه در دلش جز خشنودى خدا خطور نكند، چون دعا كند؛ من ضامنم كه دعايش مستجاب گردد. 38- قيل له فما النجدة؟ قالعليه السلام: الذب عن الجار و الصبر فى المواطن و الاقدام عند الكريهة. ( تحفالعقول، ص 227) از حضرت امام مجتبىعليه السلام پرسيده شد نيرومندى چيست؟ فرمودند: دفاع از پناهنده، و پايدارى در نبرد، و ايستادگى هنگام سختى. 39- قيل له فما الفقر؟ قالعليه السلام: شره النفس الى كل شىء. ( تحفالعقول، ص 228) از حضرت پرسيده شد فقر چيست؟ فرمودند: آزمندى به هر چيزى. 40- قيل له:فما الغنى؟ قالعليه السلام: رضاالنفس بما قسم لها و ان قل. ( تحفالعقول، ص 228) از امام مجتبى معناى فقر پرسيده شد، فرمود: خشنود بودن انسان به مقدارى كه خدا روزى او نموده هر چند كم باشد.
كودكي پايه هاي بزرگسالي است ، انساني در ابعاد كوچك ولي با همان روح، حساسيت ، شعور و آگاهي . ديدگان بسياري از ما كمي است! قضاوتهايمان نيز چنين است. اندازه و مقدار بر رفتار، عكس العمل و قضاوت ما تاثير بسيار دارد. بسياري ، كودكان را دست كم مي گيرند. چرا كه آنان به لحاظ ظاهري كوچك و ناتوانند ولي روح فشرده اي در درون دارند كه با بزرگ شدن جسم در درون آنان منبسط گشته، در سايه تربيت و پرورش صحيح به باروري مي رسد. اسلام( بر خلاف ديد رايج مردم زمان خويش 1424 پيش در يك جامعه بدوي و بسيار بعدتر از آن در عصر كنوني) از آنجا كه بر كرامت انسان پا مي فشرد و او را به جايگاه خليفه الهي بر مي كشد، كودك را هم ( كه انساني بالقوه است ) پاس مي دارد و ارج مي نهد، دل بر كودكان مي سوزاند و عزيز مي شمارد، با چشماني نگران به پرورش آنان مي نگرد تا كرامت انساني در نطفه خفه نشده ، به حقارت نيالايد. براي آنكه ببينيم اسلام به كودك چگونه مي نگرد، و در تربيت او به چه مسائلي اهميت مي دهد به جاست كه برتصوير انسان در آينه اسلام نظري بيفكنيم. انسان در اين نظام داراي دو ويژگي عمده است: خلاقيت و تفكر، در كنار آزادي و خودمختاري ." كوشش اسلام اين است كه نسل آزاد تربيت كند ، آزاد از همه حيث، آزاد از بند هوا و هوس ، آزاد از تسلط خشم ، آزاد از گرايش جاه طلبي و قدرت و ثروت، آزاد از تسلط ديگران، آزاد آزاده تا راه خويشتن را همواره آزادانه انتخاب كند". (1) اسلام با كلمه طيبه "لا اله الا الله " انسان را از يوغ اسارت تمام اصنام و خدايان باطل مي رهاند و به كنف حمايت و بندگي پروردگاري يگانه در مي آورد كه اين پرستش نه چون آن ديگران، ضامن اعتلاء ، كرامت و انسانيت اوست. اسلام در قرآن به تشريح انسان نمونه پرداخته است، نمونه هاي عملي آن( رسول اكرم، فاطمه الزهرا و امامان معصوم ) را در برابر ديدگان مشتاق وارواح جستجوگر قرار داده و به وسيله همين الگوهاي عملي نحوه تربيت و پرورش كودك تا رسيدن به آن انسان ايده آل را تبيين نموده است. آنچه انسان را از ديگر جانوران ممتاز مي كند چنانكه پيشتر گفته شد آزادي ، تعقل و خلاقيت است . طبق نظر بزرگان اسلام اگر آزادي از كودك گرفته شود بزرگترين ستم به او روا شده است چرا كه با اين روش انسانيت او در معرض خطر قرار گرفته است، "آزادي در كودكي متضمن حقيقت جويي در بزرگسالي است"(2) " به بچه فرصت اظهار نظر بدهيد! بگذاريد يك حرف پرت بزند؛ بگذاريد يك استدلال غلط بكند، يك نتيجه غلط هم بگيرد، و حتي تا آنجا كه خسارت شكننده ندارد دنبال اين نتيجه غلط برود و خودش يك تجربه بدست بياورد.(3) اين رفتار پاس داشتن فطرت انساني است چرا كه " خداوند از قدرت و مشيت آزاد خود بهره مخصوصي به انسان عطا كرده است. (4) مطمئناً آزادي مهار گسسته، بي لگام و بي برنامه ، مد نظر نظام تربيتي كودك در اسلام نيست. با تاكيد فراوان اسلام به تعقل و تفكر مي توان به آزادي كودك سمت و سوي مطلوب بخشيد و آنرا بستري براي بركات فراوان قرار داد. برهمگان آشكار است كه تا چه پايه بر تعقل و تفكر در كلام خداوند و در سخنان اهل بيت تاكيد رفته است. آيه هاي فراواني از قرآن كريم هستند كه با "افلا تعقلون" و "افلا تدبرون" خاتمه مي يابند، امام موسي بن جعفر" عقل را حجت پنهان خداوند برانسان(5) مي نامند. و ائمه اطهار در سايه تعاليم اسلامي و قرآن پرورش عقلي و فكري كودكان را از راه تشويق آنان به علم آموزي توصيه نموده اند." حضرت مجتبي روزي فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت كرد و به آنان فرمود: همه شما كودكان اجتماع امروز هستيد واميد مي رود كه بزرگان اجتماع فردا باشيد، دانش بياموزيد و در كسب علم كوشش كنيد." اسلام با تاكيد بر آزادي، تعقل و تفكر كه پرورش عقلي و شخصيتي كودك را تامين مي كند ، از پرورش روحي كودك نه تنها غافل نمانده، بلكه بر آن تاكيد فراوان نموده است . استفاده از محبت از موثرترين و كارآمدترين شيوه هاي تربيتي است... حضرت علي مي فرمايند: هر كه فرزند خود را ببوسد براي او پاداش و حسنه خواهد بود و هر كه فرزند خود را شاد كند، خداوند در روز قيامت او را شاد خواهد كرد." پيامبر اكرم فرموده اند: به كودكان و نوباوگان محبت نماييد و رحمت خود را شامل حال آنها گردانيد. " اين تاكيد ائمه بزرگوار اسلام از آن روست كه "احساسات كودك قبل از عقل او ظهور مي كند و بهره برداري از سرمايه هاي عاطفي طفل زودتر از دفاتر ذخاير عقلي او شروع مي شود ... بچه در موقعي كه هنوز مسائل علمي واستدلالي را درك نمي كند مطالب عاطفي را مي فهمد، خشونت و تندي، ملايمت و نرمي، نوازش و مهرباني ، احترام يا بي اعتنايي و ... همه در كودك موثر است. " " اهميت كودك در آيين مبين اسلام، و به دنبال آن در كلام معصومين عليهم السلام، آنچنان گسترده و جامع الاطراف است كه در مقال كوتاه و حوصله خواننده نمي گنجد. به زعم نگارنده آزادي، تعقل ، تفكر و محبت از اهم پايه هاي شخصيت كودك است كه اسلام به حق بر آنان صحه نهاده و در 1400 سال پيش، كه عصر جهالت و تاريكي در ميان جامعه بدوي عرب صحراگرد بود از حقوق كودك، احترام به شخصيت و همت گماردن برتربيتش سخن گفته است. چنانكه رسول مكرم اسلام سلام الله عليه مي فرمايند: اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم. فرزندان خود را گرامي شماريد و نيكو تربيتشان كنيد. به جاست والدين عزيز اين سخن مولا اميرالمومنين را همواره مد نظر داشته باشند. امام علي (ع) مي فرمايند: من از خداوند طلب فرزندان زيبا چهره و نيكو قامت ننموده ام، بلكه از پروردگار خواسته ام تا فرزندانم مطيع او باشند و از او بترسند تا اينكه وقتي با اين صفات به آنها نظر افكنم، مايه چشم روشني من باشند. (8) تقديم به پيشگاه بوستان دل انگيزي كه آفتابش علي، زمينش فاطمه و غنچه هاي شكفته اش، حسن و حسين و زينب و ام كلثوم اند. پي نوشتها: 1- آيت الله شهيد دكتر سيد محمد بهشتي نقش آزادي در تربيت كودكان انتشارات تبعه 1380 ، ص 20 2- همان ، ص 21. 3- همان ، ص 23. 4- گفتار فلسفي، كودك از نظر وراثت و تربيت ج1، ص 208. 5- كافي ، ج 1، ص 16. 6- سيد حسين اسحاقي ، سلوك علوي( راهبردهاي امام علي در تربيت فرزندان) انتشارات دفتر تبليغات اسلامي 1381- ص 76 . 7- گفتار فلسفي، كودك از نظر وراثت و تربيت ، ج1، ص 226 و 7. 8- بحار الانوار، ج 104، ص 98.
حقوق کودک در اسلام قبل از ظهور اسلام ، کودکان در وضعيت بسيار بدی به سر می بردند ، از حقوق عادی محروم و دستخوش اراده پدرانشان بودند. اگر پدران می خواستند آنها را نگه می داشتند و اگرنه ، برای رهايی از نفقه و هزينه زندگی آنها را می فروختند و يا می کشتند. با آمدن اسلام ، اين عادت ناپسند شديدا مورد مقابله قرار گرفت و اسلام عاليترين توجه را به کودک نمود ، آياتی که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روايات موجود همه حکايات بر اهميت اسلام به کودکان و حقوق ايشان دارد . اسلام ، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزينه منع کرد . چنانکه خداوند در قرآن کريم می فرمايد: " فرزندان خود را از ترس کمی روزی نکشيد ، ما به شما و آنها روزی می دهيم زيرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگی است. "[1] رسول گرامی اسلام (ص) می فرمايد: " به کودکان خود محبت کنيد و نسبت به آنها ترحم نماييد. وقتی به آنها وعده داديد، وفا کنيد زيرا آنها جز اينکه شما را روزی دهنده خود می بينند تصور ديگری ندارند. "[2] امام سجاد (ع) می فرمايد: " و اما حق فرزند تو اين است که بدانی او از تو و پيوسته به تو در خير و شر امر دنياست و تو مسئول او از لحاظ نيک ادب کردن و راهنمايی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستي. پس عمل تو درباره او ، عمل کسی باشد که می داند در احسان به او پاداش ، و در مسامحه و بدی نسبت به او کيفر می بيند."[3] اسلام حتی به والدين اجازه کتک زدن کودکان را نداده است . امام علی (ع) می فرمايد: " حتی برای ادب کردن فرزندت نيز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر طول نکشد. "[4] نيازهای کودک رسول اکرم (ص) به همه انسانها اعلام می کند ، همانطور که پدران و مادران ، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق عاق می شوند ، فرزندان نيز حقوقی بر پدر و مادر دارند که " پدران و مادران در صورت رعايت نکردن آن عاق فرزندان می گردند. "[5] والدين مسئول تأمين تمام نيازهای کودک اعم از مادی و معنوی می باشند . 1- نيازمنديهای جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسايل مادی امکان پذير است تا از اين طريق نيازهای بدنی او اشباع شود. اين رشد و نمو با تغذيه ، بهداشت کافی ، آب و هوا ، مسکن ، خواب ، بازی و امثال آن ، به دست می آيد. 2- تعليم ورزش به کودک: حرکت و جنبش ، اساس هر عمل غريزی و پايه وظايف حياتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است . امام صادق (ع) می فرمايد : " بايد – خصوصا – هفت سال اول زندگی کودک آزادانه به بازی و جنبشهای بدنی صرف شود. "[6] حضرت رسول اکرم (ص) می فرمايد: " اگر کسی دارای طفل خردسالی بود بايد با او در جنبشهای کودکانه و حالت بچه گانه همکاری و هماهنگی نمايد. "[7] آموختن و پرداختن به ورزشهای شنا، تيراندازی و سوارکاری نيز از ورزشهای مهمی است که در احاديث بر آنها تأکيد شده است . نيازمنديهای روحي 1- انتخاب نام زيبا : نخستين احسان و نيکی پدر به کودک انتخاب نام زيبا و خوشايند برای اوست و اين از حقوق لازم کودکان می باشد. 2- احترام : پيامبر گرامی اسلام (ص) می فرمايد: " به شخصيت فرزندان خود ارج نهيد و آداب و آيينهای رفتار خويش را نيکو و درست گردانيد تا مشمول آمرزش خدا شويد. " پيامبر به والدين امر کرده اند که به کودکان احترام بگذارند ، چراکه بی توجهی و بی احترامی به آنان باعث بروز مشکلات عاطفی زيادی در کودکان می گردد همچنين در روايتی از رسول اکرم چنين آمده است : " فرزندان خود را زياد ببوسيد ، زيرا با هر بوسه ، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می شود که فاصله ميان هر مقامی ، پانصد سال است . "[8] با توجه به مطالب گفته شده اسلام – دين انسان سازی – به اساس تربيتی انسانها از سنين کودکی ارزشی خاص می گذارد و به والدين توصيه می نمايد که به تمامی ابعاد وجودی کودک عنايت داشته باشند و انسانی وارسته و شايسته را تحويل جامعه بشری بدهند. [1] - نحل / آيه های 60-61 [2] - تفصيل وسايل الشيعه؛ ج 3، ص135 [3] - همان. [4] - بحار الانوار، ج23؛ ص114 [5] - محجة البيضاء ، ج2، ص114 [6] - محجة البيضاء ، ج2، ص65 [7] - تفصيل وسايل الشيعه ، ج3، ص 315 [8] - محجة البيضاء ، ج 2 ،ص 64.
اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّيامَ لِيستَوِي بِهِ الغَنِّي وَ الفَقيرُ، وَ ذلِكَ أَنَّ الغَنَِّي لَم يكُن لِيجِدَ مَسَّ الجُوعِ فَيرحَمَ الفَقيرَ لاَِنَّ الغَنِّي كُلَّما أَرادَ شَيئاً قَدَرَ عَليهِ، فَاَرادَ اللهُ تَعالي اَن يسَتَّوي بَينَ خَلقِهِ وَ اَن يُذيقَ الغَنِّي مَسَّ الجُوعِ وَلألَمِ لِيرِقَ عَلَي الضَّعيفِ وَ يرحَمَ الجائِعَ. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: خداوند روزه را بدين جهت واجب كرد كه بين غني و فقير تساوي برقرار شود، چون غني و بي نياز گرسنگي را نمي فهمد تا بر فقير رحم كند، چون غني هر چه بخواهد برآن قدرت دارد و لذا خداوند متعال خواست تا بين خلقش تساوي برقرار كند و اثر و درد گرسنگي را به شخص غني بچشاند تا بر ضعيف رقت كند و بر گرسنه رحم نمايد. و چه نيكو توجه خداوند متعال به بندگانش از اين حديث ظاهر مي شود كه حتي روزه را براي اين واجب فرموده كه قدرتمندان به فكر بيفتند و ضعفا از محروميت به در آيند و اين بالاترين وظيفه براي اشخاص قدرتمند است كه فكر ضعفا و محرومين جامعه باشند. همه اشخاص نمي توانند قدرتمند باشند و طبيعي است كه در هر اجتماعي عده اي داراي قدرت و ديگران فاقد آن هستند، بر قدرتمندان است كه به حال ديگران هم بينديشند و در فكر رفع محروميت ها و جبران ضعف هاي آنان نيز باشند.


