تبليغاتX
مناسبتها
اوصاف ياران مهدي موعود(عج)

رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي(عج) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم: 1. اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير، قال: قال جعفرالصادق رضي الله عنه: ما كان قول لوط عليه السلام لقومه: " لو ان لي بكم قوة او آوي الي ركن شديد"(1) الا تمنيا لقوة القائم المهدي و شدة اصحابه. و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطي قوة اربعين رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت، لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل. قندوزي در كتاب ينابيع الموده(2) از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمودند: گفتار حضرت لوط عليه السلام درباره قومش كه فرمود:" اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم" آرزويي است بر قدرت قائم ما " مهدي(ع)" و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند، دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند، دست از شمشيرهاي خود( در پيكار با دشمنان دين) بازنمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود. 2. قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند: ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام، كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان.(3) خداوي متعال در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس ( نسبت به دشمنان و كافران) مي افكند. پس هنگامي كه قائم ما مهدي(ع) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود. 3. سيطوطي در كتاب " الحاوي" از " نعيم ابن حماد" نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند: يظهر المهدي بمكة عند العشاء الي ان قال: فيظهر في ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، رهبان بالليل اسد بالنهار، الي ان يقول: فيلقي الله محبته في صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل.(4) مهدي (ع) به هنگام نمازعشاء در مكه و در ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع مي شوند، پارسايان شب و شيران روزند. پس خداوند محبت مهدي(ع) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود. 4. حسن بن سفيان و ابن نعيم از " ثوبان" نقل مي كنند كه رسول خدا (ص) فرمودند: تجلي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد.(5) ( در زمان ظهور حضرت مهدي) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق نمايان خواهد شد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم. 5. نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق(ع) در حديثي از امام مهدي(عج) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند: فاذا هزها لم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطي قوة اربعين رجلا.(6) هنگامي كه پرچم مهدي(ع) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد. 6. شيخ طبرسي در" كمال الدين"( نسخه مخطوط) و راوندي در" خرايج"(7) از " ابي جارود" نقل مي كنند كه امام باقر(ع) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند: قال اميرالمومنين(ع) علي المنبر: يخرج رجل من ولدي في آخرالزمان... الي ان قال: فاذا هز رايته امناء لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس العباد، فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوة اربعين رجلا. اميرمومنان حضرت علي(ع) بر منبر فرمودند: در آخرالزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست...( تا اين كه مي گويند) هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد، و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد. 7. سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم: و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد. فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق. ياران مهدي، مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست، مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ، براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد، تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند. آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است. اين مردان، تنها از خدا مي ترسند، فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است، همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان" يالثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است. به هر سو روي آورند، ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد. همچنين در روايات متعدد ديگري، اوصاف اصحاب مهدي(ع) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است: خير فوارس علي ظهرالارض يومئذ. آنان بهترين دليران روي زمين هستند. او من خير فوارس علي ظهرالارض في يومئذ. يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند. رجال عرفواالله حق معرفته. مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند. اصحاب الالويه. آنها پرچمداران( حضرت مهدي"عج") هستند. الفقهاء و القضاة و الحكام. آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند. پي نوشت ها 1. سوره هود/ آيه 80. 2. ينابيع المودة، صص 9-5، چاپ نجف. 3. ينابيع المودة، ص 538، چاپ نجف. 4. الحاوي، ج2، صص 144 و 145. 5. همان، ص 133. 6. غيبت نعماني، ص 167. 7. الخرايج و الجرايح، ص195.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:31   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


انتظار چيست؟

يكي از وظايف منتظران راستين ظهور مصلح بزرگ جهاني، اين است كه هرگونه ابهام و ترديد را از دل نااميدان  و منكران بزدايند و شور و نشاط و اميد را جايگزين آن گردانند.وعده هاي تحقق دولت عدل الهي، انتظار و ثواب منتظران و بعضي از وظايف آنها در دوران پرآشوب و آكنده از ظلم و ستم روزگار غيبت امام زمان عليه السلام در شعر و كلام بعضي انديشمندان به وضوح ديده مي شود كه به نوعي اميد را در قلوب ايجاد مي نمايند. در اين مطلب به بعضي از آن موارد اشاره اي گذرا مي شود:1. خواجه نصيرطوسي، در كتاب كشف المراد آورده است:" غيبت او، مربوط به خود ما است."

يعني عدم آمادگي ما نسبت به ظهور امام، باعث به تعويق افتادن ظهور حضرت مي شود. پس بايد هر چه بيشتر  و سريعتر خود را آماده انقلاب امام زمان (عج) بنماييم.

2. اسدي طوسي، در گرشاسب نامه سروده است:

از اين پس نباشد پيمبر اگر  
 
 به آخر زمان، مهدي آيد به در
 
بگويد خط و نامه كردگار 
 
   كند دين پيغمبري، آشكار
 
بدارد جهان بر يكي دين پاك
 
برآرد ز دجال و خيلش هلاك
 
رسد ز آسمان هر پيمبر فراز
 
شوند از پس"مهدي" اندر نماز
 

                                  

3. خواجه حافظ شيرازي، ديوان:

كجاست صوفي دجال فعل ملحد شكل
 
بگو بسوز كه مهدي دين پناه رسيد
 

 4. امام خميني(ره)، در كتاب كوثر:كسي كه عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، حضرت مهدي است، آن هم نه عدالت در زمين براي رفاه مردم، بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت.

5. آية الله طالقاني، در كتاب آينده بشريت از نظر مكتب ما:

آن ديني كه پيشوايان حق دستور مي دهند كه چون اسم صريح" قائم به حق" و موسس دولت حقه اسلام برده مي شود همه برپا بايستيد و آمادگي خود را براي اجراي تمام اوامر و دستورات، بدين وسيله اعلام نماييد، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر براي اقامه حق در برابر بدخواهان نشان دهيد، هيچ وقت نخواهد مُرد. 

6. علامه طباطبائي، در تفسيرالميزان:حق اين است كه آيه شريفه(نور/54) جز با اجتماعي كه به وسيله ظهور مهدي عليه السلام به زودي منعقد مي شود قابل انطباق با هيچ مجتمعي نيست.

 7. علامه جعفري، در ترجمه و تفسير نهج البلاغه:در آن روزهاي الهي(ظهور)، چهره نوراني آن انسان كامل(حضرت مهدي عليه السلام)، چهره حقيقي قرآن را روشن خواهد ساخت. آرا و نظريات پيش ساخته كه بر مبناي آلودگي هاي مغزي و تمايلات دروني شكل گرفته اند، توانائي رويارويي با آن قيافه نوراني قرآن را از دست خواهند داد...

8. محمد تقي شريعتي، سقراط خراسان:

عمر طولاني تر از حد طبيعي، نظاير فراوان دارد كه در كتب مربوطه نقل شده و به نص قرآن، حضرت نوح نهصد وپنجاه سال در ميان قومش درنگ كرد. بنابراين برمبناي هيچ قاعده و به استناد هيچ قانوني، چه عملي، چه عقلي و فلسفي، منكرين حق تخطئه و رد و انكار اعتقاد به ولي عصر(عج) را ندارند.

او در اين عالم، مثل قلب در وجود آدمي است و از جزيي و كلي امور اين جهان درست همچون قلب نسبت به بدن آگاه است.

همه روزه اعمال خير و شر افراد به نظر مباركش مي رسد، از كارهاي زشت شيعيان دلگير و متاثر مي گردد، و اعمال شايسته آنها، او را شادمان مي سازد و درباره انجام دهنده اش دعاي خير مي كند. اگر فقط يك روز از عمر دنيا بيش نماند، حتما ظهور مي فرمايد و جهان را پر از عدل و داد مي كند پس از آنكه از جور و فساد لبريز شده باشد.

وظيفه شيعه اين است كه همواره منتظر ظهور باشد و از خدا بخواهد و دعا و ندبه كند. از بزرگترين عبادات همين انتظار است كه شب هاي قدر، بلكه هر شب جمعه، حتي همه شب، اين انتظار را داشته و به اين اميد و نيت به رختخواب رود، و ضمنا خود را آماده ياري آن بزرگوار نمايد.

بزرگترين آرزوي شيعه اين است كه فرج آل محمد(ص) را دريابد و از اصحاب امام زمان عليه السلام باشد، اگر در اين آرزو و  در انتظار مرد، به شهادت رسيده و اگر به آن رسيد، به سعادت ابدي نائل گشته است. 

9. استاد شهيد مرتضي مطهري، در كتاب قيام و انقلاب مهدي(عج):مهدي موعود(عج) تحقق بخش ايده آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است.

 10. دكتر شريعتي، در كتاب انتظار مذهب اعتراض:" انتظار" ، هم يك اصل فكري اجتماعي و هم يك اصل فطري انساني است، به اين معنا كه اساسا انسان موجودي است منتظر و هر كه انسان تر، منتظرتر.

"انتظار" به بشر، آينده گرايي و بينش بزرگ مي دهد. اما بشر امروز در نظام پليد مصرفي، انتظار را از دست داده و فقط منتظر اتوبوس ايستاده است.

" منتظر" ، انسان معتمدي است كه هر لحظه در انتظار انفجار قطعي نام هاي ضدانساني است و همواره خود را براي شركت در چنين انقلاب جهاني؛ كه با شمشير علي و زره پيغمبر و به دست فرزند پيغمبر و علي(عليه السلام) برپا مي شود، آماده مي كند. 

11. شهيد سيد محمد باقر صدر، انقلاب مهدي(عج) و پندارها:" مهدي" اسلام، انسان معيني است كه در كنار ما با تمام وجودش زندگي مي كند، و براي ما  در همه اين دردها، غصه ها و آتش تاخت و تازهاي ستمگران... مي سوزد. و خود او هم در انتظار آن لحظه اي است كه بتواند دستش را به سوي ستمديده محروم دراز كند و ريشه ستمگران را از بن بكند.  

12. محمدرضا حكيمي، در كتاب خورشيد مغرب:"انتظار"، در درون تاريكي و سردي ها، به دميدن سپيده دمان چشم داشتن، و به اميد طلوع خورشيد زيستن!در جهان آكنده از ستم و بيداد، دست و پا زدن و از شادماني طلوع طليعه جهان آكنده از داد و دادگري سرشار بودن!

در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن، و چون كوه مقاوم بودن!

شمشيرها و شهادت ها را پذيرا شدن و خط ها و شهامت ها را پاس داشتن!

اين است" انتظار"، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پايداران، شيعيان، مهدي طلبان تاريخ.

انتظار، در ماهيت خود، انسان منتظر را متوجه خداي جهان مي كند. منتظران، چشم به راه" مهدي"(عج) هستند. مهدي عليه السلام(همان) بنده خدا، كه به قدرت خدا زنده است.

توجه به خدا و طلب فرج از درگاه خدا، از مهم ترين اصول اين اعتقاد است.

منتظران بايد هميشه روي دل به سوي خدا كنند و از پيشگاه لايزال، طلب گشايش و فرج نمايند.

انسان منتظر حكومت علي وار مهدي عليهماالسلام، علاوه بر تدين و تقوي، بايد پارسا باشد و خود را چنان كه آن پيشوا دوست دارد، بسازد و بدارد، و به او و ياران او شباهت به هم رسانده تا به لطف خدا درشمار آنان به حساب آيد.

انسان منتظر بايد داراي اخلاق اسلامي باشد، و جامعه منتظر بايد مظهر اخلاق اسلامي باشد. شيعه بايد با رفتار انساني، همواره مايه زينت و افتخار ائمه طاهرين عليهم السلام باشد نه مايه ننگ آنان. و اين رعايت، در دوران غيبت امام، واجب تر است.

دوران انتظار، دوران تكليف است. و آن تكليف، نگهباني دين خداست در سطح فرد و در سطح اجتماع.

در عصر انتظار، ممكن است شبهه هايي در ذهن برخي به وجود بيايد، يا شياطين پنهان و يا شياطين آشكار، به سست كردن پايه هاي اعتقادي افراد برخيزند. بايد در برابر اين شبهه ها مقاومت كرد و آنها را از ذهن ها زدود.

نگهبانان ميراث قرآني و فرهنگ تربيتي اسلامي بايد در برابر همه اين تهاجمات پايداري كنند.

اميد كه همگي ما، خود را در برابر اين مسئوليت خطير، مسئول بدانيم و لحظه اي از وظيفه خويش در راه دفاع از دين خدا غافل نشويم



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:30   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


او كى مى‏آيد؟

 ‏يكى از پرسش‏هايى كه در موضوع مهدويت مطرح است همواره مطرح شده، زمان ظهور حضرت مهدى به عنوان آخرين ذخيره الهى است. به گونه‏اى كه تاريخچه اين سؤال به سال‏ها قبل از تولد آن حضرت باز مى‏گردد. همواره ائمه معصومين‏عليهم السلام به عنوان روشنگران طريق هدايت پاسخ اين پرسش را به عنوان يكى از اسرار الهى ياد آور شده‏اند و علم به وقت ظهور را ويژه خداوند متعال، ذكر نموده و كسانى را كه براى قيام آن حجت الهى وقت معين كنند، دروغگو معرفى كرده‏اند. در روايت مشهورى است كه وقتى شاعر بلند آوازه شيعى "دعبل خزاعى‏" در محضر هشتمين پيشواى شيعيان در ضمن قصيده خود سخن از ظهور و قيام حضرت مهدى بر زبان جارى ساخت آن حضرت در حالى كه سرشك از ديدگانش جارى بود، رو به دعبل كرده فرمودند: "اى خزاعى، همانا روح القدس بر زبانت اين دو بيت را جارى ساخت. آيا مى‏دانى اين امام كيست و چه زمانى قيام مى‏كند؟" آنگاه خود آن حضرت به معرفى آن امام پرداختند. سپس درباره زمان ظهور چنين فرمود:" و اما درباره اين كه چه زمانى ظهور خواهد كرد، پدرم از پدرش و ايشان از پدران خود و آنها از رسول گرامى اسلام نقل كرده‏اند كه وقتى از آن حضرت پرسيده شد چه زمانى قائم از ذريه شما ظهور مى‏كند؟ آن حضرت فرمود: مَثل او مَثل قيامت است كه خداوند درباره زمان وقوع آن چنين فرمود:"هيچ كس جز او به هنگامش آن را آشكار نمى‏سازد اين امر بر اهل آسمان‏ها و زمين دشوار است [قيامت] جز ناگهان به سراغ شما نمى‏آيد." (1) از آنجايى كه حضرت مخفى بودن زمان ظهور را همانند زمان قيامت و رستاخيز قلمداد فرموده است، مى‏توان به نتايج ذيل دست‏ يافت. - با مخفى بودن قيامت ‏يك نوع آزادى عمل براى همگان پيدا مى‏شود و از سوى ديگر چون وقت آن به طور دقيق معلوم نيست و در هر زمانى احتمال وقوع آن وجود دارد، نتيجه‏اش حالت آماده باش دائمى است و همين طور درباره قيام حضرت مهدى(عج) است چرا كه اگر تاريخ قيام آن حضرت تعيين مى‏شد، هرگاه زمانش دور بود، همه در غفلت و غرور و بى خبرى فرو مى‏رفتند و هرگاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست‏ بدهند و اعمالشان جنبه اجبارى به خود بگيرد. - همانگونه كه علم به زمان قيامت فقط در اختيار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدى نيز در عهده خداوند است؛‏ به علاوه در سخنان فراوانى از ائمه معصومين‏عليهم السلام وقتى سخن از قيام حضرت مهدى رانده شده، از قيامت نيز ياد شده است و از اين رو برخى ويژگى‏هاى آن همانند رستاخيز بزرگ و قيامت است. (2) از آنجايى كه خداوند در ادامه آيه مذكور، علم به قيامت را حتى از پيامبرصلى الله عليه وآله نيز منتفى مى‏داند، آنجا كه فرموده است:"از تو مى‏پرسند چنانكه گويا تو از چون و چند آن آگاهى، بگو همانا علم آن با خداوند است.‏" و حتى پيامبرصلى الله عليه وآله و خود امام زمان نيز از زمان دقيق ظهور آگاهى ندارند و اين كه متاسفانه عده‏اى به خود جرات داده، به راحتى تعيين وقت ظهور مى‏كنند، خود محل تامل است. نه تنها اين سؤال از اولين معصوم ‏صلى الله عليه وآله پرسيده شده كه آخرين معصوم‏عليه السلام نيز در جواب، چنين پاسخ فرمود:"و اما ظهور فرج همانا در اختيار خدا و علم الهى است و دروغ گفتند وقت گذاران.‏" (3) و هم آن حضرت در آخرين توقيع خود به آخرين سفير، ظهور را تنها در اراده و اختيار خداوند دانسته، چنين مى‏فرمايد: "و ظهورى نخواهد بود مگر آنگاه كه خداوند تبارك و تعالى اجازه فرمايد." (4) از آنچه اشاره شد به خوبى به دست مى‏آيد كه زمان ظهور، يكى از اسرار الهى است و دست انديشه و فكر بشر از رسيدن به آن سخت كوتاه است. و ديگر اين كه اين امر خطير، ناگهانى و غير قابل پيش ‏بينى صورت مى‏پذيرد. حضرت على‏عليه السلام در اين‏ باره فرمودند:"مهدى از ما اهل بيت است كه خداوند امر(فرجش) را در يك شب اصلاح فرمايد." (5) و در رواياتى چند ظهور آن حضرت به آمدن شهاب تشبيه شده است و غير منتظره بودن شهاب، بسيار واضح است. امام باقرعليه السلام پس از بيان غيبت‏ حضرت مهدى(عج) فرمود:"... او همانند شهابى شعله ‏ور فرا خواهد رسيد." (6) و نيز پيامبراكرم ‏صلى الله عليه وآله در اين باره فرمود: ... در آن هنگام چون شهابى فروزان خواهد آمد. (7) البته آنچه گفته شد بدين معنا نيست كه به كلى بحث زمان ظهور در روايات مورد اشاره قرار نگرفته، چرا كه با بررسى روايات درباره زمان ظهورعلاوه بر آنچه ذكر شد به موارد ذيل مى‏توان دست ‏يافت كه بيانگر نوعى تعيين وقت فى الجمله است و نه به صورت دقيق: 1- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در روز جمعه ذكر كرده‏اند. امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرمود:"و قائم ما اهل بيت در روز جمعه ظهور خواهد كرد. (8) 2- رواياتى كه روز ظهور را مصادف با روز عاشورا ذكر كرده‏اند. امام باقرعليه السلام در ضمن فرمايشاتى درباره روز عاشورا فرمودند:"و اين روز[عاشورا] روزى است كه در آن قائم(عج) قيام خواهد كرد." (9) 3- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در سال فرد ذكر كرده است. امام صادق‏عليه السلام فرمود:"قائم ظهور نمى‏كند مگر در سال فرد." (10) اما هيچ يك از موارد فوق دلالتى بر تعيين وقت ظهور ندارد. حال ممكن است‏ به ذهن متبادر شود كه اگر خود امام نيز از زمان ظهور بى اطلاع است، پس چگونه هنگامى كه اراده الهى به ظهور تعلق گرفت آگاه خواهد شد؟ در اين باره نيز روايات فراوانى است كه با بيان بخشى از آن‏ها اين نوشتار را به پايان مى‏بريم . 1- آگاه شدن از طريق الهام بدون شك ائمه معصومين‏عليهم السلام مورد الهام خداوند قرار مى‏گيرند و اگر چه وحى با رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله پايان گرفت، ولى در موارد فراوانى به اهل بيت‏عليهم السلام الهاماتى شده و خواهد شد. امام صادق‏عليه السلام دراين ‏باره مى‏فرمايد: هنگامى كه خداوند اراده فرمود كه امر ظهور را اظهار نمايد، در قلب حضرت مهدى خطور خواهد شد و ايشان به امر الهى قيام خواهد فرمود. (11) 2- آگاه شدن آن حضرت از طريق برافراشته شدن پرچم قيام در رواياتى چند اشاره شده كه وقتى ظهور آن حضرت نزديك شود و وقت قيام فرا رسد، پرچمى كه آن حضرت هنگام ظهور در دست ‏خواهد داشت، به اذن و اراده الهى برافراشته شده، آن حضرت از زمان قيام آگاه خواهد شد. (12) 3- آگاه شدن از طريق بيرون آمدن شمشير از غلاف از پيامبر گرامى اسلام‏ صلى الله عليه وآله نقل است كه فرمودند: و براى او شمشيرى است در غلاف؛ پس هنگامى كه وقت ظهورش فرا رسيد آن شمشير از غلافش خارج مى‏شود. پس آن شمشير به سخن درآمده به حضرت مى‏گويد خارج شو (قيام كن) اى ولى خدا! كه ديگر نشستن در مقابل ستم دشمنان جايز نيست، پس او ظهور مى‏كند. (13) در پايان ذكر اين نكته خالى از فايده نيست كه مخفى بودن زمان ظهور حضرت مهدى داراى حكمت‏هايى است فراوان كه برخى از آنها عبارتند از: الف- زنده نگه داشتن روح اميد و انتظار در جامعه در طول غيبت ‏حضرت مهدى(عج)، چرا كه در صورت معلوم بودن زمان ظهور، به كلى بحث انتظار با تمامى آثار تربيتى آن بى‏ معنا خواهد بود. ب- معنا پيدا كردن امتحان شيعيان درعصرغيبت، كه در صورت مشخص بودن وقت ظهور ديگر امتحان و آزمايش شيعيان مفهومى نداشت و از اين رو دائما شيعه خود را در حال امتحان شدن مى‏داند. ج- غافلگير كردن مخالفان و دشمنان. چرا كه يكى از حكمت‏هاى غيبت‏ حضت مهدى(عج) تلاش دشمنان براى نابودى آن حضرت بود. از اين رو، روشن بودن زمان ظهور، دشمنان را براى مقابله و از بين بردن آن حضرت آماده مى‏ساخت. در حالى كه نا معلوم بودن و ناگهانى بودن زمان ظهور باعث غافلگيرى دشمنان نيز خواهد شد. پى‏نوشت ها: 1- اعراف/ 187. 2- شيخ صدوق،عيون اخبارالرضاعليه السلام، انتشارات جهان، ج 2، ص 266. 3- شيخ طوسى، كتاب الغيبة، مؤسسه معارف اسلامى، قم، ص 290. 4- پيشين، ص 395. 5- شيخ صدوق، كمال الدين، دارالكتب الاسلامية، ج 1، ص 152. 6- كتاب الغيبة، ص 159/ كمال الدين، ج 1، ص 324. 7- كمال الدين، ج 1، ص 287. 8 - شيخ صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسين، قم، ج 2، ص 394. 9- شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 300 . 10- همان، ج 4، ص 333/ كمال الدين،ج 2، ص 653. 11- كلينى، كافى، ج 1، ص 343 / كتاب الغيبة، ص 164. 12- كمال الدين، ج 1، ص 155. 13- كمال الدين، ج 1، ص 155/ با اندك تفاوتى على بن محمد خزاز قمى، كفاية الاثر، انتشارات بيدار، ص 266.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:28   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


مهم ترين وظايف شيعيان در عصر غيبت چيست ؟

مرحوم سيد محمد تقي موسوي متوفي 1348 هـ . ق در كتاب شريف " مكيال المكارم " به هشتاد مورد از وظايف منتظران اشاره فرموده اند . ما بطور اختصار به برخي از آنها اشاره مي كنيم . 1- دعا براي امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف تا به معرفت حضرتش نائل شويم ، ائمه هدي عليهم السلام نيز همواره بر اين مهم تكيه داشته اند. امام صادق (ع) دعايي به " زراره " تعليم كرده و مي فرمايند : « .... اگر زمان غيبت را درك كردي چنين دعا كن : اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني » ( منتخب الاثر – آيت ا... صافي گلپايگاني حديث 1 ص 501 – به نقل از غيبت نعماني ، كافي ، كمال الدين ) همچنين دعاهاي ديگري كه در كتب ادعيه و زيارات بدان اشاره شده ، خصوصاً دعاي معروف « اللهم كن لوليك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بين جامعه شيعه بسيار معروف و مشهور است. 2- شناخت صفات و سيره امام عليه السلام : بديهي است كه عاشق دلباخته و منتظر حقيقي امام بايد بداند كه محبوبش از چه صفاتي برخوردار بوده و چه سيره و روشي را در زندگي و ساير شئون آن دارد . در اين راستا ، مطالعه آيات و روايات فراواني كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه ا... الاعظم عجل ا... تعالي فرجه الشريف بيان شده ، بسيار سودمند است . 3- رعايت ادب در همه موارد : امامي كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامي اهل زمين است ، نامش محترم و يادش بسيار گرامي است . او پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست. روزي اهل زمين به يمن وجود اوست و هر كسي كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است . 4- عشق و علاقه نسبت به حضرت : مرحوم سيد عبدالكريم كفاش ، هفته اي يك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف مي شد. او در ري در جوار حضرت عبدالعظيم حسني مي زيست. در يكي از تشرفاتش ، حضرت از او مي پرسند: سيد عبدالكريم ! اگر ما را نبيني چه خواهد شد ؟ پاسخ مي دهد : آقا حتماً مي ميرم . حضرت در پاسخ فرمودند : « اگر چنين نبودي ما را نمي ديدي» ( مشعل هدايت ج 2 ص 129 – مبحث امكان تشرف – از استاد حاج شيخ حسين گنجي ) 5- علاقمند كردن ديگران به امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف : طبيعي است كه هر كس به چيزي علاقمند باشد در صدد تبليغ و ترويج آن برآمده و آنرا به ديگران معرفي خواهد كرد، چه رسد به اينكه وجود مقدس خاتم الاوصيا عجل ا... تعاي فرجه الشريف باشد . 6- انتظار فرج : امام صادق عليه السلام " بخشي از ويژگيهاي ائمه عليهم السلام را عبارت از تقوي ، پاكدامني و خيرخواهي ... و صبر در انتظار فرج دانسته است ". ( منتخب الاثر ، آيت ا... صافي ، ص 498 ، به نقل از بحار الانوار ) در بسياري از روايات ، پرفضيلت ترين اعمال ، انتظار فرج دانسته شده است. ( منتخب الاثر ، آيت ا... صافي ، ص 493- 500 ) در بسياري از احاديث در باب انتظار فرج بيان شده كه هر گاه يكي از منتظران حضرت به رحمت الهي رفت ، چنانست كه در ميان سپاه امام و يا در ميان چادر ( خيمه ) حضرت به شهادت برسد. در بعضي از روايات تعبير شده كه چنين شخصي مثل كسي است كه با رسول خدا (ص) در برابر كفر جهاد كرده باشد. 7- اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آن حضرت . 8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت و شركت در مجالس امام شناسي . 9- صدقه براي سلامتي امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف . 10- بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام : اعمالي كه به نيابت از امام زمان عليه السلام بجا آورده مي شود در واقع هديه اي از جانب عاشقان و شيفتگان به ايشان است . 11- استغاثه به وجود مقدس امام عجل ا... تعالي فرجه الشريف : در بعضي از روايات از آن بزرگوار به " غياث المضطر المستكين " تعبير شده است. توسل و استغاثه بر اهل البيت عليهم السلام ، سيره دائمي بزرگان و صلحا و علما شيعه بوده و حتي ائمه هدي عليهم السلام نيز به وجود مقدس ايشان توسل مي جسته اند. مرحوم عاملي در روايتي نقل مي كنند كه هنگامي كه حضرت زهرا (ع) سلام ا... عليها بين ديوار و در مجروح شدند ، به دنبال علي (ع) ... بودند ، و ناله " يا ابن الحسن " سر مي دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عج ا... تعالي فرجه الشريف استغاثه جستند . 12- تجديد بيعت با امام عليه السلام : بر اساس پاره اي از روايات ، تجديد بيعت بعد از هر نماز واجب و يا در هر جمعه مستحب است . ( مكيال المكارم و منتخب الاثر ) و در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده كه « هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگويد: " اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم " ، نمي ميرد مگر آنكه حضرت را ببيند و بشناسد . » ( بحارالانوار ، ج 86، ص 77 ، باب 39) 13- اجتناب از محارم : كسي كه منتظر واقعي است ، بايد از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد ، اجتناب نموده و هر عملي كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضاي محبوب و ارتباط روحي با او انجام دهد. مرحوم شيخ طوسي متوفي به سال 460 هـ . ق در" تجريد الاعتقاد" مي نويسد: وجوده لطف و عدمه منا . » يعني وجود حضرت لطف و عنايت بر ماست و غيبت ايشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست. " گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است. گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت گفتا نشان چه پرسي آن كوي بي نشان است " علي عليه السلام فرمودند : زمين خالي از حجت خدا نيست ، لكن خداوند متعال ، خلقش را از اينكه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين بخاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند . ( بحار الانوار ، ج 51، ص 113 ) « ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد و كسي كه در كلاس گناه و معصيت بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست. لذا ديده اش از شناخت حضرت نابيناست . » ( مشعل هدايت ، ج 2 ، ص 126 ، مقاله امكان تشرف ) حضرت مهدي (عج) ، در توقيعي چنين مي فرمايند : « فما يحسبنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم » يعني محبوس نكرده ما را از دوستان ، مگر خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است، در حاليكه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم . ( احتجاج طبرسي ، ج 2 ، ص 322 ) 14- دوستي با صالحان : دوستي با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودي ايشان است . همچنين ادخال سرور مومنين و محبين اهل بيت عليهم السلام و همچنين رفع حوائج آنان نيز از وظايف منتظران عصر ظهور شمرده شده ؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرينش باب الحوائج هستند . قرآن كريم در وصف ياران حضرت ختمي مرتبيت مي فرمايد : « محمد رسول ا... والذين معه اشداء الكفار رحماء بينهم » يعني محمد رسول خدا ( ص) و كساني كه با او هستند بر عليه كفار بسيار خشن ، ولي با يكديگر بسيار مهربانند و همچنين امر خداي حكيم كه مي فرمايد: « كونوا مع الصادقين » يعني همواره با افراد راستگو همنشين باشيد 15- برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام : امام هادي (ع) در زيارت شريفه جامعه مي فرمايند : « برئت الي ا... عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشياطين و حزبهم الظالمين » يعني به درگاه خداي عزوجل از دشمنان شما و همچنين از جبت و طاغوت و از شياطين و حزب ستمكار آنان بيزارم . ( مفاتيح الجنان ، مرحوم شيخ عباس قمي (ره) ، زيارت جامعه كبيره .)



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:28   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


در ذكر گوشه اي از تكاليف مردم نسبت به امام عصر(عج ) در زمان غيبت آن حضرت

 در رسوم فرمانبرداي آنان كه سربزير فرمان و اطاعت حضرت ولي عصر (عج) فرود آورده اند و خود را سايه نشين وجود پر بركت ايشان مي دانند ، آمده است: 1- اندوهگين بودن در غم غيبت و فراغ آن وجود مبارك 2- انتظار فرج قائم آل محمد(عج) در هر آن 3- دعا كردن براي حفظ وجود مبارك امام عصر (عج) از شر شياطين انس و جن و تعجيل نصرت و ظفر و غلبه بر كفار و ملحدين و منافقين كه نوعي از اظهار بندگي و اظهار شوق است. 4- صدقه دادن در حد امكان براي حفظ وجود مبارك امام عصر(عج) 5- حج كردن به نيابت امام عصر چنانكه در قديم در ميان شيعيان مرسوم بود. 6- برخاستن از براي تعظيم با شنيدن اسم مبارك آن حضرت به خصوص اگر اسم قائم(عج) باشد . روزي در مجلس حضرت امام صادق(ع) اسم مبارك آن حضرت برده شد پس حضرت به جهت تعظيم و احترام ايشان برخاست. 7- استمداد و استغاثه به امام زمان (عج) در هنگام شدائد و سختيها. "افضل العبادة انتظار الفرج" اميرمومنان علي(ع) به نقل از پيامبر صلي الله عليه و آله: انتظار فرج حضرت بقيه الله عليه السلام برترين عبادت است.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:27   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى

 1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! به وسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم. و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم. و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»(1) 2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عز و جلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟! خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند. در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»(2) پي نوشت: 1- بحارالانوار ج 51 ص 66. 2 ـ مدرك پيش صفحه 29.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:27   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


آثار و برکات انتظار در زمان غيبت (قسمت اول)

 براي اينکه آثار و لوازم انتظار را در شخص منتظر بهتر بشناسيم، مناسب ترين راه اين است که از آنچه در بخش اول درباره ي تعريف انتظار از طريق ملزومات آن بيان کرديم، کمک بگيريم. در آنجا مهم ترين عوامل به وجود آورنده ي انتظار را چهار عامل دانستيم که دومين آنها در بحث فعلي بسيار تأثير گذار است. عامل دوم اين بود که هر چه زمان وقوع آنچه را که در انتظارش هستيم نزديک تر بدانيم، انتظار ما شديدتر مي شود. بنابراين، بهترين راه براي شناخت آثار و برکات انتظار اين است که فرض کنيم يقين پيدا کرده ايم که فرج امام عصرعليه السلام بسيار نزديک شده است و بررسي کنيم که در اين فاصله ي کم (تا فرج حضرت) حال انتظار چه لوازم و آثاري دارد، آنگاه چون به ما توصيه هاي فراواني شده است که فرج امام عليه السلام را نزيک بدانيم، آثار و لوازم آن حالِ فرضي را به همه ي زمان ها سرايت بدهيم. آثار نزديک دانستن ظهور ابتدا زمان ظهور امام زمان عليه السلام را بسيار بسيار نزديک فرض مي کنيم تا ببينيم اين اعتقادات وجداناً چه آثاري در منتظر ظهور مي گذارد. اگر به ما گفته شود که امام زمانتان قطعاً تا فردا ظهور مي فرمايد و ما به صدق اين خبر يقين کنيم، در اين يک روز، زندگي ما چگونه خواهد بود؟ هر کس مي تواند با مراجعه به وجدان خود، اين سؤال را پاسخ بدهد.اگر به ما گفته شود که امام زمانتان قطعاً تا فردا ظهور مي فرمايد و ما به صدق اين خبر يقين کنيم، در اين يک روز، زندگي ما چگونه خواهد بود؟ هر کس مي تواند با مراجعه به وجدان خود، اين سؤال را پاسخ بدهد. در درجه ي اول مي توان گفت که: در اين يک روز، بيش از هر چيز و هر کس، ياد امام زمان عليه السلام و ظهور ايشان، دل هاي ما را پر مي کند و آنقدر که به فکر ايشان خواهيم بود، فکر ديگري ما را مشغول نخواهد کرد. علاوه بر اين، قطعاً در اين يک روز، کاري که خدا و امام زمان عليه السلام را ناخشنود مي سازد، انجام نمي دهيم؛ اگر خطا و گناهي از ما سرزده است، در اين فاصله، همه ي همت خود را براي توبه و جبران آن به کار مي بنديم. اگر حقي از ديگران بر عهده ي ما باقي مانده يا ظلمي در حق کسي مرتکب شده ايم، به سرعت در جهت حلاليت طلبي اقدام مي کنيم؛ و اگر عهد و پيماني با امام خود بسته بوديم اما در عمل به آن پاي بند نبوده ايم، در اين يک روز، کمال سعي خود را به خرج مي دهيم تا به آن عمل کنيم.اگر حقي از ديگران بر عهده ي ما باقي مانده يا ظلمي در حق کسي مرتکب شده ايم، به سرعت در جهت حلاليت طلبي اقدام مي کنيم. و اگر عهد و پيماني با امام خود بسته بوديم اما در عمل به آن پاي بند نبوده ايم، در اين يک روز، کمال سعي خود را انجام مي دهيم تا به آن عمل کنيم. عبادت هاي ما نيز در اين فاصله، معنويت و اخلاص بيشتري پيدا مي کند؛ نمازهاي ما در اين يک روز با گذشته تفاوت خواهد کرد و حضور قلب بيشتري خواهد بود. در اين مدت کم، محال است که بيش از حدّ ضرورت و اضطرار، عمر خود را صرف امور دنيوي کنيم. نه تنها فکر انجام دادن گناه به ذهنمان خطور نمي کند، بلکه حتي دريغمان مي آيد که در اين يک روز به امور مباح بپردازيم. همه ي تلاشمان اين است که از اين مدت کم، بيشترين استفاده را در جهت کسب رضاي خداوند و جلب خاطر مبارک امام عليه السلام ببريم. بالاترين نگراني ما اين است که نکند وقتي حضرت تشريف مي آورند، توجهي به ما نکنند يا خداي ناکرده از ما روي بگردانند، و براي اينکه چنين حالتي پيش نيايد، سعي مي کنيم خود را طوري مهيا کنيم که شايسته استقبال از آن بزرگوار باشيم. بالاترين آرزوي ما اين است که در مواجهه با حضرت، شاهد لبخند رضايت ايشان به روي خود باشيم و اينکه خطاب به ما بفرمايند: احسنتم! بارک الله! در غياب من به وظايف خود خوب عمل کرديد. من از شما سپاسگزار هستم. علاوه بر همه ي اينها در آرزوي ياري ايشان براي انجام اهداف مقدسشان لحظه شماري مي کنيم؛ با خود مي گوييم آنچه را عمري در آرزويش بوديم و با اميد وصالش زندگي را گذرانديم، يک روز ديگر، با چشمان خويش شاهد خواهيم بود و چه شيرين است آن لحظات! آنچه را براي ياري کردن ايشان از قبل آماده کرده ايم، نزد خود حاضر مي کنيم و تمام شرايط و زمينه ها را براي آنکه به حضرتش بپيونديم و جزء بهترين ياوران ايشان باشيم، در خود فراهم مي آوريم. خداي را شکر مي کنيم که زنده ايم و سالم هستيم و ان شاء الله تا يک روز ديگر همه ي امکانات مالي، آبرويي، زندگي و هستي خود را فداي قدوم محبوب عزيزتر از جان خود خواهيم کرد. آنگاه از خود مي گذريم و سراغ ساير مؤمنان مي رويم آنها را هم مانند خود آماده ي استقبال و همراهي با امامشان مي کنيم. اگر ببينيم که بعضي از آنها اشتياق و علاقه اي به اين موضوع از خود نشان نمي دهند، با دلسوزي و از سَرِ شفقت و مهرباني سعي مي کنيم تا آنها را با خود هم عقيده سازيم و دريغمان مي آيد که چنين فرصت طلايي و استثنايي را از دست بدهند. دلمان نمي آيد که فردا وقتي خورشيد امام عليه السلام طلوع مي کند، کساني از مؤمنان، خود را در بيغوله هاي تنگ و تاريک پنهان کنند و دانسته يا ندانسته از گرما و روشنايي اين خورشيد بي بهره بمانند. برگرفته از کتاب سلوک منتظران



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:27   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


تأثير دعا در فرج امام زمان (عج)

1. دعا براى فرج امام زمان(عج) وظيفه و تكليفى است كه در عصر غيبت در روايات بسيارى بر آن تأكيد شده است. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام بر چنين دعايى امر فرموده‏اند، حضرت ولى عصر(عج) نيز نه تنها شيعيان خود را به دعا كردن براى تعجيل فرج فرمان داده، بلكه كثرت دعا را از آنان خواسته‏اند.(1) 2. در برخى روايات، دعا براى فرج وسيله‏اى براى نجات از هلاكت به شمار آمده است. امام حسن عسكرى عليه السلام مى‏فرمايد: به خدا، فرزندم مهدى را غيبتى است كه در آن هيچ كس از هلاكت نجات‏ نمى‏يابد، مگر كسى كه خداى (عزوجل) او را بر اعتقاد نسبت به امامتش ثابت قدم بدارد و او را در دعا براى تعجيل فرجش توفيق عنايت ‏فرمايد.(2) در پايان بايد گفت: وقتى كه انتظار فرج والاترين نوع عبادت به شمار مى‏آيد، دعا براى فرج نيز زيباترين جلوه انتظار به حساب مى‏آيد و اصل دعا گرامى‏ترين و محبوب‏ترين چيزها در نزد خداست و تأثير آن در تغيير دادن تقدير است. چنان‏ كه در روايات پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمده است: "أكْثِر مِنَ الدُّعاء فَإنَّ الدُعاءَ يَردّ الْقَضاءَ"(3) ؛ زياد دعا كن، زيرا دعا قضاى الهى را باز مى‏گرداند. پي‌نوشت‌ها: 1. أكثروا الدعا بتعجيل الفرج. (شيخ صدوق، اكمال الدين واتمام النعمه، ج 2، ص 485). 2. شيخ صدوق، اكمال الدين و اتمام النعمه، ج 2، ص 384. 3. نهج الفصاحه، ص 84، ح 446.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:25   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


آثار تربيتى آگاهى امام از اعمال مردم

امام زمان(عج) واسطه فيض و رحمت الهى بين خدا و بندگان است. جاى ترديد نيست كه آن بزرگوار از كردار همه بندگان نيكوكار و بدكار آگاه مى‏شود، خصوصاً اين كه به مسلمانان و شيعيان توجه خاص دارد و هم چون پيامبر صلي الله عليه و آله هرگاه كار نيكى را از آنان ببيند، خدا را سپاس مى‏گويد و بر هر كار بدى برايشان استغفار مى‏كند.(1) نكته اساسى بُعد تربيتى خاصى است كه توجه به آن امت پيامبر صلي الله عليه و آله و پيروان معصومان عليهم السلام را به نوعى مراقبت هميشگى نسبت به كردار خويش وامى‏دارد. به راستى اگر بدانيم در هر هفته يك‏ بار يا دو بار، بلكه در هر روز، كارنامه هر يك از ما را به حضور مقدس ولى عصر(عج) عرضه مى‏دارند، چه‏ تأثيرى جز تلاش در راه اصلاح نفس و بهسازى اعمال ما مى‏تواند داشته‏ باشد؟ در اين قسمت تذكر امام صادق عليه السلام را يادآور مى‏شويم: "إنَّ أعْمالَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله تُعْرَضُ عَلى رَسُولِ اللّهِ كُلَّ خَميسٍ فَلْيَسْتَحْي أحَدُكُمْ مِنْ رَسُولِ اللّهِ أنْ يَعْرِضَ عَلَيْهِ الْقَبيحَ(2) ؛ كردار امت محمد(ص) هر پنجشنبه بر او عرضه مى‏گردد، پس هر يك از شما بايد از پيامبر خدا(ص) حيا كند كه مبادا كارهاى زشت خويش را به او عرضه‏بدارد. پي‌نوشت‌ها: 1. بحارالانوار، ج 17، ص 150، به نقل از: موعود، شماره 4. 2. بحارالانوار، ج 17، ص 150، ح 5.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:23   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


توسل به امام زمان (عج)

 "شيخ طبرسى" صاحب "تفسير مجمع البيان" در كتاب "كنوز النجاح" (1) روايت كرده است از "احمدبن الدربى" از خدّامه ابى عبداللَّه "حسين‏بن محمد بزوفرى" كه او گفته است: از ناحيه مقدّسه حضرت صاحب الزمان - عليه الصلوة والسلام - توقيعى بيرون آمد كه اگر كسى را به سوى حق تعالى حاجتى باشد، بايد بعد از نصف شب جمعه غسل كند و به مكان نماز خود برود و دو ركعت نماز گزارد؛ در ركعت اول سوره حمد را بخواند و چون به "إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعين" مى‏رسد، صد مرتبه آن را تكرار نمايد و بعد از آن كه صد مرتبه تمام شود، بقيه سوره حمد را بخواند؛ پس از تمام شدن سوره حمد سوره "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدْ" را يك مرتبه بخواند و ركوع و دو سجده به جا آورد و "سبحان ربّي العظيم و بحمده" را هفت مرتبه در ركوع بگويد و "سبحان ربى الاعلى و بحمده" را در هر يك از دو سجده هفت مرتبه بگويد و بعد از آن ركعت دوم را نيز مانند ركعت اول به جاى آورد و بعد از تمام شدن نماز اين دعا را بخواند؛ پس خداوند حاجت او را - هر چه كه باشد - برآورده سازد مگر آن كه حاجت او در قطع كردن صله رحم باشد؛ دعا اين است: "أَللّهُمَّ اِنْ اَطَعْتُكَ فَالْ'مَحْمِدَةُ لَكَ وَ اِنْ عَصَيْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ، مِنْكَ الرَّوْحُ وَ مِنْكَ الْفَرَجُ، سُبْحانَ مَنْ أَنْعَمَ وَ شَكَرَ، سُبْحانَ مَنْ قَدَرَ وَ غَفَرَ، اَللّهُمَّ اِنْ كُنْتُ عَصَيْتُكَ فَاِنّي قَدْ اَطَعْتُكَ في أَحَبِّ الْاَشْياءِ اِلَيْكَ وَ هُوَ الْايمانُ بِكَ لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَ لَدا وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَريكا مَنّا مِنْكَ بِهِ عَلَىَّ لامَنّا مِنّى بِهِ عَلَيْكَ وَ قَدْ عَصَيْتُكَ يا اِلهي عَلى غَيْرِ وَجْهِ الْ'مُكابَرَةِ، وَ الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ، وَلَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّ-تِ- كَ وَلكِنْ اَطَعْتُ هَواىَ وَ اَزَلَّنِي الشَّيْطانُ فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلىَّ وَالْبَيانُ، فَاِنْ تُعَذِّبْني فَبِذُنُوبي، وَ اِنْ تَغْفِرْ لي وَ تَرْحَمْني فَاِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ) و بعد از آن تا نفس او وفا كند "يا كَريمُ يا كَريمُ" را مكرّر بگويد، بعد از آن بگويد: "يا امِنا مِنْ كُلِّ شَي‏ءٍ وَ كُلُّ شَىْ‏‏ءٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذَرٌ اَسْئَلُكَ بِاَ مْنِكَ مِنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ خَوْفِ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مِنْكَ، اَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِيَني اَمانا لِنَفْسي وَ اَهْلي وَ وَلَدي وَ سايِرِ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ حَتّى لا أَخافَ وَلا اَحْذَرَ مِنْ شَيْ‏ءٍ اَبَدَا اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ، وَ حَسْبُنا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ . يا كافِيَ اِبْراهيمَ نَمْرُودَ وَ يا كافِيَ مُوسى فِرْعَوْنَ اَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَكْفِيَني شَرَّ فُلانِ بْنِ فُلانٍ" و به جاى فلان‏بن فلان، نام شخصى را كه از ضرر او مى‏ترسد و نام پدر او را بگويد، و از خداوند طلب كند كه ضرر او را دفع نمايد و كفايت كند. بعد از آن به سجده رود و حاجت خود را مسئلت نمايد و به درگاه خداوند تضرع و زارى كند. هر مرد مؤمن و زن مؤمنه‏اى كه اين نماز را به جا آورد و اين دعا را از روى اخلاص بخواند، درهاى آسمان براى برآمدن حاجات او گشوده مى‏شود و دعاى او مستجاب مى‏گردد، و اين به سبب فضل و انعام (2) خداوند تعالى بر ما و بر مردمان است. پي‌نوشت‌ها: 1- از كتاب "الذريعة •••" استفاده مي‌شود كه كتاب كنوز النجاح نزد حاجي نوري بوده است، ولي در حال حاضر از وجود ان اثري نيست• 2- نجم الثاقب، .215.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:22   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


رواياتي در باب انتظار فرج

 - رسول اكرم صلى الله عليه و آله مي‌فرمايد: «طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته» ؛ "ينابيع المودة، ج 3، ص 101" خوشا به حال صبر كنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش. - اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد: «انتظروا الفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج ... والمنتظر للفرج كالمتشحط بدمه فى سبيل الله» ؛ "بحارالانوار، ج 52، ص 123" انتظار فرج بكشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوب‌ترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند كه در راه خدا، در خون خود مىغلتند. - امام حسين عليه السلام مي‌فرمايد: «... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى والتكذيب، بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله»؛ "اعلام الورى، ص 384" ... به تحقيق كه صبركنندگان در غيبتش بر اذيت‌ها و تكذيب‌ها، مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى الله عليه و آله) هستند. - امام زين العابدين عليه السلام مي‌فرمايد: «من ثبت على ولايتنا فى غيبة قائمنا، اعطاه الله أجر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد»؛ "كشف الغمه، ج 3، ص 312" هر كه در دوران غيبت قائم ما، بر ولايت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مىفرمايد. - امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «المنتظر للثانى عشر كالشاهر سيفه بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله يذب عنه»؛ "غيبت نعمانى، ص 41" كسى كه منتظر امام دوازدهم است مانند كسى است كه در كنار رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و براى دفاع از آن حضرت شمشير مىزند. - امام موسى كاظم عليه السلام مي‌فرمايد: «طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبّنا فى غيبة قائمنا، الثابتين على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئك منّا و نحن منهم، و قد رضوا بنا ائمة و رضينا بهم شيعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا يوم القيامة»؛ "الزام الناصب، ص 68" خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم ما بر محبت و ولايت ما و بيزارى از دشمنان ما پايدار ماندند، آنها از ما و ما از آنهائيم. و همانا آنان امامت ما را پذيرفتند، ما هم آنها را به عنوان شيعيان خود پذيرفتيم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در كنار ما در روز قيامت‌اند. - امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: «ما أحسن الصبر و انتظار الفرج» ؛ "منتخب الاثر، ص 496" چه نيکوست صبر كردن و انتظار فرج كشيدن. - امام جواد عليه السلام مي‌فرمايد: «افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»؛ "غيبت نعمانى، ص 180" برترين اعمال شيعيانمان، انتظار فرج است. امام هادى عليه السلام مي‌فرمايد: «لولا من يبقى بعد غيبة قائمكم من العلماء الداعين اليه، والدّالين عليه، والذّابين عن دينه بحُجج الله، والمنقذين للضعفاء من عبادالله من شباك ابليس و مردته، لما بقى احد الا ارتد عن دين الله. ولكنهم يمسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السفينة سكانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل»؛ "بحارالانوار، ج 51، ص 156" اگر نه اين بود كه پس از غيبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند كه به سوى او دعوت مىكنند و مردم را به حضرتش سوق مىدهند و از دينش با استدلال‌هاى الهى حمايت مىكنند و ضعيفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابليس و يارانش، رهايى مىبخشند، پس به تحقيق هيچ كس نمىماند جز اين كه از دين خدا برمىگشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شيعه را مىگيرند همانگونه كه ناخداى كشتى، سكّان و فرمان كشتى را مىگيرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند.



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:22   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


وظايف عصر غيبت

با توجه به مجموع روايات، وظايف زير در زمان غيبت استنباط مى‏شود:

الف: صبر در روايتى امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقيب».(1) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرين،(2) فعليكم بالصبر، فانه انما يجيى‏ء الفرج على اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم.»(3)؛ چه قدر نيكو است صبر و انتظار فرج. آيا نشنيدى اين سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقيب. و اين سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرين؛ «منتظر باشيد من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از نااميدى مى‏آيد و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبير «عليكم بالصبر» صراحت دارد، در اين كه وظيفه شيعيان در عصر غيبت، صبر بر فراق است.


ب: انتظار

هر چند از روايت بالا وظيفه انتظار نيز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار بايد گفت: پيامبر و ائمه اطهار با تأكيد بسيار بر اين امر پاى فشرده‏اند؛ در روايتى از پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏و ‏آله مى‏خوانيم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج»(4)؛ برترين اعمال امت من انتظار فرج است. على عليه‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسيد: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج»(5)؛ كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روايت ديگرى امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد:

«اقرب ما يكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما يكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم يظهر لهم و حجب عنهم فلم يعلموا بمكانه... فعندها فليتوقعوا الفرج صباحا و مساءً»(6)؛ نزديك‏ترين حالت بنده به خداوند و راضى‏ترين چيز نزد او اين است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برايشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشيده شود و مكانش را ندانند در اين هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:

انتظار مي تواند منفي يا مثبت باشد .

در انتظار منفي ، منتظر بودن بيش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گيرد، اما انتظار مثبت، پويا و همراه با علم و عمل است. مؤيد اين سخن، كلام امام سجّاد عليه‏السلام است كه مى‏فرمايد:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغيبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله بالسيف، اولئك المخصلون حقا، و شيعتنا صدقا، و الدعاة الى دين اللّه سرا و جهرا»(7)؛ منتظران ظهور او برترين اهل هر زمانند؛ زيرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غيبت در نزد آنان به منزله مشاهده گرديده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشير در پيش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقيقتا خالصند و شيعيان راستين و دعوت كنندگان به دين خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غيبت براى او همانند مشاهده است؛ يعنى در شناخت امام زمان خود، شك و ترديد ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبليغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه اين كه كارى از ما ساخته نيست و كارى براى زمينه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزايد، خود را آماده ظهور مى‏نمايد، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكيده سخن آن كه در انتظار مثبت ايمان به غيب، گرايش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خير و صلاح نهفته است.


ج: دعا

در برخى روايات عمده‏ترين وظيفه عصر غيبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقيع اسحاق بن يعقوب كه به وسيله محمدبن عثمان دريافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم».(8)


د: انقطاع

در روايتى از امام صادق عليه‏السلام مى‏خوانيم كه فرمود: «ان هذا الامر لايأتيكم الا بعد اياس... همانا اين امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏آيد شما را مگر پس از نااميدى».(9) و در روايت ديگرى از امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد: «فانه انما يجيى‏ء الفرج على اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم».(10) همانا فرج پس از نااميدى مى‏آيد و كسانى كه پيش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

اين بدان معنا است كه تا بشريت چشم اميد به قدرت‏هاى غير الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بايسته و شايسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

 

پي‌نوشت‌ها:

هود/ 93 . .1

بحارالانوار، ج 52، ص 129؛ اعراف / 71. .2

. بحارالانوار، ج 52، ص 129.3

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.4

. بحارالانوار، ج 52، ص 122.5

. 6.بحارالانوار، ج 52، ص 95

. بحارالانوار، ج 52، ص 122، و يوم الاخلاص، ص 203.7

. بحارالانوار، ج 52، ص 92، و حايرى يزدى (بارحينى)، الزام الناصب، ج 1، ص 428.8

. بحارالانوار، ج 52، ص 111.9

. بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110.10


"محمد فاكر ميبدى"



( شنبه هجدهم شهریور 1385  |  9:21   |   مديروبلاگ : احمد مظفري   |    )


 

جديدترين اخبار آموزشي ايران و جهان در سايت آموزش نيوز