(مساله 1991) كسي كه موقع غروب يعنى قبل از غروب شب عيد فطر گرچه به چند لحظه باشد بالغ و عاقل و هوشيار است و فقير و بنده كس ديگر نيست، بايد براى خودش و كساني كه نانخور او هستند، هر نفرى يك صاع كه تقريبا 3 كيلوگرم است گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرت و مانند اينها به مستحق بدهد و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد كافى است. (مساله 1992) كسي كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذراند فقير است و دادن زكات فطره بر او واجب نيست. (مساله 1993) انسان بايد فطره كسانى را كه در غروب شب عيد فطر نانخور او حساب مىشوند بدهد: كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود باشند يا شهر ديگر. (مساله 1994) اگر كسى را كه نانخور او است و در شهر ديگر است وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مىدهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد. (مساله 1995) فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده و نانخور او حساب مىشود، بر او واجب است. (مساله 1996) فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مىشود در صورتي كه نانخور او حساب شود واجب است و همچنين است فطره كسي كه انسان را مجبور كردهاند كه خرجى او را بدهد. (مساله 1997) فطره مهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مىشود، بر صاحبخانه واجب نيست، اگر چه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند. (مساله 1998) اگر كسى موقع غروب شب عيد فطر ديوانه يا بيهوش باشد، زكات فطره بر او واجب نيست. (مساله 1999) اگر پيش از غروب بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غنى شود، در صورتي كه شرائط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد. (مساله 2000) كسي كه موقع غروب شب عيد فطر، زكات فطره بر او واجب نيست، اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرط هاى واجب شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد. (مساله 2001) كافرى كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نيست. ولى مسلمانى كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد. (مساله 2002) كسي كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريبا سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد، و چنانچه عيالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد ميتواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكى از عيالاتش بدهد و او هم به همين قصد به ديگرى بدهد، و همچنين تا به نفر آخر برسد، و بهتر است نفر آخر چيزى را كه مىگيرد به كسى بدهد كه از خودشان نباشد. و اگر يكى از آنها صغير باشد، ولى او به جاى او مىگيرد و احتياط آنست چيزى را كه براى صغير گرفته به كسى ندهد. (مساله 2003) اگر بعد از غروب شب عيد فطر بچهدار شود، يا كسى نانخور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد. اگر چه مستحب است فطره كسانى را كه بعد از غروب تا پيش از ظهر روز عيد نانخور او حساب مىشوند بدهد. (مساله 2004) اگر انسان نانخور كسى باشد و پيش از غروب نانخور كس ديگر شود، فطره او بر كسي كه نانخور او شده واجب است مثلا اگر دختر پيش از غروب به خانه شوهر رود، شوهرش بايد فطره او را بدهد. (مساله 2005) كسي كه ديگرى بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد. (مساله 2006) اگر فطره انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمىشود. (مساله 2007) اگر كسى كه فطره او بر ديگرى واجب است خودش فطره را بدهد، از كسي كه فطره بر او واجب شده ساقط نمىشود. (مساله 2008) زنى كه شوهرش مخارج او را نمىدهد، چنانچه نانخور كس ديگر باشد، فطرهاش بر آن كس واجب است. و اگر نانخور كس ديگر نيست، در صورتي كه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد. (مساله 2009) كسى كه سيد نيست نمىتواند به سيد فطره بدهد حتى اگر سيدى نانخور او باشد، نمىتواند فطره او را به سيد ديگر بدهد. (مساله 2010) فطره طفلى كه از مادر يا دايه شير مىخورد، بر كسى است كه مخارج مادر يا دايه را مىدهد. ولى اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل برميدارد فطره طفل بر كسى واجب نيست. (مساله 2011) انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد. (مساله 2012) اگر انسان كسى را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد در صورتي كه به شرط خود عمل كند و نانخور او حساب شود بايد فطره او را هم بدهد ولى چنانچه شرط كند كه مقدار مخارج او را بدهد و مثلا پولى براى مخارجش بدهد، دادن فطره او واجب نيست. (مساله 2013) اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پيش از غروب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند. مصرف زكات فطره (مساله 2014) اگر زكات فطره را به يكى از هشت مصرفى كه سابقا براى زكات مال گفته شد برسانند كافيست. ولى احتياط مستحب آنست كه فقط به فقراى شيعه بدهد. (مساله 2015) اگر طفل شيعهاى فقير باشد، انسان مىتواند فطره را به مصرف او برساند، يا به واسطه دادن به ولى طفل، ملك طفل نمايد. (مساله 2016) فقيري كه فطره به او مىدهند، لازم نيست عادل باشد ولى احتياط واجب آنست كه به شرابخوار و كسي كه آشكارا معصيت كبيره مىكند فطره ندهد. (مساله 2017) به كسي كه فطره را در معصيت مصرف مىكند نبايد فطره بدهند. (مساله 2018) احتياط واجب آنست كه به يك فقير بيشتر از مخارج سالش و كمتر از يك صاع كه تقريبا سه كيلو است فطره ندهند. (مساله 2019) اگر از جنسى كه قيمتش دو برابر قيمت معمولى آن است مثلا از گندمى كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولى است، نصف صاع كه معناى آن در مساله پيش گفته شد بدهد كافى نيست. و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد. (مساله 2020) انسان نمىتواند نصف صاع را از يك جنس مثلا گندم و نصف ديگر را از جنس ديگر مثلا جو بدهد. و اگر آن را به قصد قيمت فطره بدهد اشكال دارد. (مساله 2021) مستحب است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل علم فقير را، ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد. (مساله 2022) اگر انسان به خيال اين كه كسى فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد كه فقير نبوده چنانچه مالى را كه به او داده از بين نرفته باشد، مىتواند پس بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نتواند بگيرد بايد از مال خودش فطره بدهد و اگر از بين رفته باشد، در صورتي كه گيرنده فطره مىدانسته با احتمال ميداده آنچه را گرفته فطره است، بايد عوض آن را بدهد و الا، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد. (مساله 2023) اگر كسى بگويد فقيرم، نمىشود به او فطره داد، مگر آن كه اطمينان پيدا كند يا از ظاهر حالش گمان پيدا شود كه فقير است يا انسان بداند كه قبلا فقير بوده است. مسائل متفرقه زكات فطره (مساله 2024) انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعي كه آن را مىدهد، نيت دادن فطره نمايد. (مساله 2025) اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست و احتياط واجب آن است كه در ماه رمضان هم فطره ندهد. ولى اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض دهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد. (مساله 2026) گندم يا چيز ديگرى را كه براى فطره مىدهد، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، يا اگر مخلوط است چيزي كه مخلوط شده به قدرى كم باشد كه قابل اعتنا نباشد و اگر بيش از اين مقدار باشد در صورتى صحيح است كه خالص آن به يك صاع برسد ولى اگر مثلا يك صاع گندم به چندين مَن خاك مخلوط باشد كه خالص كردن آن خرج يا كار بيشتر از متعارف دارد، دادن آن كافى نيست. (مساله 2027) اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافى نيست. ولى اگر جائى باشد كه خوراك غالب آنها معيوب است اشكال ندارد. (مساله 2028) كسي كه فطره چند نفر را مىدهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و اگر مثلا فطره بعضى را گندم و فطره بعض ديگر را جو بدهد كافيست. (مساله 2029) كسي كه نماز عيد فطر مىخواند، بنا بر احتياط واجب بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد. ولى اگر نماز عيد نمىخواند، ميتواند دادن فطره را تا ظهر تاخير بيندازد. (مساله 2030) اگر به نيت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحق ندهد، احتياط واجب آنست كه هر وقت آن را مىدهد نيت فطره نمايد. (مساله 2031) اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، احتياط واجب آنست كه بعدا بدون اين كه نيت ادا و قضا كند فطره را بدهد. (مساله 2032) اگر فطره را كنار بگذارد، نمىتواند آن را براى خودش بردارد و مالى ديگر را براى فطره بگذارد. (مساله 2033) اگر انسان مالى داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است، چنانچه فطره را ندهد و نيت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد. (مساله 2034) اگر مالى را كه براى فطره كنار گذاشته از بين برود، چنانچه دسترس به فقير داشته و دادن فطره را به تاخير انداخته، بايد عوض آن را بدهد و اگر دسترس به فقير نداشته ضامن نيست، مگر آن كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد. (مساله 2035) اگر در محل خودش مستحق پيدا شود، احتياط واجب آنست كه فطره را به جاى ديگر نبرد، و اگر به جاى ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد
مسلمانان روزهدار كه ماه رمضان را به روزهدارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيدهاند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مىطلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشتهتان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد. اميرالمؤمنين على عليه السلام در يكى از اعياد فطر خطبهاى خواندهاند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم دادهاند: اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مىگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين. اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزهدار داده مىشود اين است كه فرشتهاى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگويد: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشتهتان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد. عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بندهنوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمىبرند.از سخنان معصومين عليهم السلام چنين مستفاد مىشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد. روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خواندهاند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مىنامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مىشود انسان افطار مىكند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مىشود. عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين عليهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است. از سخنان معصومين عليهم السلام چنين مستفاد مىشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد. و در قنوت نماز عيد مىخوانيم: ... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون. بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد صلي الله عليه و آله ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مىطلبم آنچه بندگان شايستهات از تو خواستند و به تو پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند
نگاهى به سازندگيهاى اخلاقى و عرفانى رمضان شايد هيچ فرصتى براى يك محاسبه همه جانبه و خانهتكانى اساسى و بازنگرى در خود و جامعه، مناسبتر از «ماه رمضان» نباشد. در شبها و روزهاى اين ماه خدايى، هم مجالى براى بازپرورى روح و جان است، هم فرصتى براى رسيدگى به محرومان و مستمندان و همدردى با دردمندان، هم موقعيّتى براى تقرّب به خدا و تقويت روحيّه معنوى و از خود رها شدن و به خدا پيوستن. از رمضان چه انتظارى است؟! و از روزهداران چه انتظارى؟ يكى از تكاليفمان در اين ماه، رسيدگى به «خود» است، گشودن حسابى براى «محاسبه نفس»، رسيدگى به نيك و بدها، خير و شرّها، ثوابها و عصيانها و حسنات و سيّئات خويش. «توبه»، راهى است، گشوده پيش پاى خاكيانِ گناهآلود، تا جان خويش را به پاكى برسانند و افلاكى شوند و رضاى خداى توبهپذير را فراهم آورند، پنجرهاى است باز شده به رويمان، جهت نگاه كردن به آستان مغفرتِ خداى غفّار. راستى ... از كجا مىتوان ميزان «خلوص» و «بندگى» را شناخت؟ عبادتها و تهذيبهاى اين ماه، وسيلهاى براى «خودشناسى» و «خداخواهى» است. شبهاى «قدر»، اوجِ اين معرفت متعالى و فيض سرشار الهى است، تا چه كس بهره گيرد، و چه كس تهيدست از اين ضيافتخانه باز گردد! بانوى بزرگوار اسلام، حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: «يك روزهدار، از روزهاش چه بهرهاى مىبرد و به چه كارش مىآيد، اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را «نگهبان» نباشد؟» جلوه ديگر رمضان، در ارتباط با «مردم» است. كسى غمخوارى رنجديدگان محروم را دارد كه رنج و حرمان را بشناسد و گرسنگى و نياز را لمس كرده باشد. در روايات، از جمله حكمتهاى روزه، اين به شمار آمده كه با چشيدن رنج گرسنگى و تشنگى، به ياد گرسنگان بيفتيم، تا ثروتمندان به مستمندان ترّحم كنند و مرّفهان برخوردار، به ياد محرومان نيازمند بيفتند. روزهدار، زكات بدنش را مىپردازد، درد گرسنگان را حس مىكند، با نيازمندان همدردى و همدلى دارد، اگر در طول سال، معناى «گرسنگى» را نمىداند، به بركت روزه، اين مفهوم برايش عينيّت مىيابد و اگر توفيق يابد و شيطان بگذارد وحرص و آز امان دهد، به فقرا و بينوايان اطعام و افطارى مىدهد، غذاى گرم به خانوادههاى بىبضاعت، اما آبرومند مىفرستد و لبخند شادى بر چهره كودكان چشمانتظار تفقّد و دلجويى مىنشاند ... كه اگر توفيق الهى نباشد، از اين خدمت به همنوع، محروم مىماند. رمضان به خانهها «بهار» مىآورد ... بهار معنويت و صفا. سحرخيزى براى سحرى خوردن و مناجات و نيّت روزه و نماز صبح اول وقت، از بركات اين ماه است. گرم شدن كانون مساجد و محافل دينى و اتصال قويتر «خانه ـ مسجد» و انس بيشتر كودكان و جوانان با خانه خدا و نماز جماعت، بركت ديگرى است. آهنگ قرآن و دعا، خانهها را نورانى مىكند. رابطه عاطفى ميان اعضاى خانواده، بر محور «بندگى خدا» تقويت مىشود. «صله رحم»، افزايش مىيابد و دلها به هم نزديكتر مىگردد. راستى كه شبها «دعاى افتتاح»، سحرها «دعاى ابوحمزه»، در مساجد دعاهاى هر روزه ماه، در شبهاى قدر، مراسم احياء و غلغله جمعيت در مساجد و حرمها و مصلاها، اينها همه موجى از رحمت و ابرى از كرامت را بر سر مؤمنان، سايهافكن مىسازد. چه دلهايى كه از ريب و ريا پاك مىشود، چه دستهايى كه به جيب فتوت مىرود، تا گرهى از كار دردمندى بگشايد و غمى از چهره خانوادهاى بزدايد، چه حنجرههاى داودى، كه به تلاوت وحى خدا مترنّم مىشوند، چه وارستگيها و توبهها و پاك شدنهايى كه محصول سبز و ماندگار «موسم رمضان» است، چه اخلاقهايى كه در سايه مواعظ گويندگان، به صلاح مىگرايد. چرا رمضان را «آينه»اى نسازيم، براى تماشاى سيماى اخلاق و چهره باطن خويش؟ و كلاسى كه درس آن «خودسازى» است، متن آن «دعا» و «نماز»، و قبولى آن «توبه» و توفيق ترك گناه و بهسازى اخلاق در خانه و مدرسه و اداره و بازار و محل كار! اگر چنين شد، مىتوان روز فطر را «عيد» گرفت. «عيد فطر»، نمره قبولى در دوره آموزشى «شهراللّه» است. عيد فطر، عيد توفيق در عبوديت و معرفت و تهذيب نفس و دور شدن از رذائل و نزديك شدن به فضايل است. عيد «ذكر خدا» و «ياد نيازمندان»، عيد «كفّ نفس» و كنترل خواستهها و مهار تمنيّات، كيست كه راضى شود ميوهاى از باغ رمضان نچيده، گام از اين بوستان بيرون نهد؟ وقتى سپاهى بر دشمن پيروز مىشود، شيپور پيروزى مىزنند. غلبه بر «خصم درون» نيز، شادى دارد. عيد فطر، جشن عبوديّت است. خوشا آنان كه اعمالشان مرضىّ نظر «مولا» مىشود و به تفرّجى در دامنههاى روحپرور ملكوتى كه در اين ماه، به زمينيان هديه مىشود پرداخته، دامن دامن مغفرت و رحمت گرد مىآورند. رمضان نيز مىگذرد و با همه خجستگى و مباركىاش به پايان مىرسد. گروهى به شبزندهدارى و تهجّد و «يارب يارب» شبها و سحرگاهان انس مىگيرند، عدهاى با دستهايى گشوده از نياز و دلهايى لرزان از خوف و خشيت الهى، چشم اميد به غفرانِ خداى غفار مىدوزند، جمعى هم در كاستن از لغزشها و سبك كردن بار گناهان مىپردازند، كسانى از اين يك ماه، براى يازده ماه ديگر توشه سلوك و نيروى عمل صالح برمىگيرند. راستى ... ما از كدام گروهيم؟! "جواد محدثى"
لحظات زيبا و نوراني ماه مبارك رمضان رو به پايان ميرود و روزهداران؛ اين جهادگران با نفس به نقطههاي اوج تزكيه و پرورش درون نزديك ميشوند و بهترين و مطمئنترين توشههاي معنوي را براي طول سال خود به منظور مقابله با تمايلات نفساني و معاصي و گناهان و صفات و رذايل اخلاقي، ذخيره مينمايند. بدرود اي يار و قريني كه چون باشي، قدرت پس جليل است و چون رخت بربندي، فراقت رنج افزا شود. اي مايه اميد ما كه دوريت براي ما بس دردناك است . لحظات وداع با رمضان را با تعابير زيبا و عميق حضرت امام زين العابدين عليه السلام سپري ميسازيم و از درگاه حضرت پروردگار توفيق درك رمضانهاي ديگر را آرزو مينمائيم . اي خداوندي كه احسان و فضل خويش به بندگانت عطا كردهاي و آنان را در بخشش و عطا غرقه ساختهاي آثار نعمت تو بر ما چه آشكار است و احسان تو در حق ما چه بسيار . و چه بسيار ما را به بّر و نيكي خويش مخصوص گردانيدهاي . ما را به دين برگزيده خود، آيين پسنديده خود، شريعت سهل و آسان خود هدايت كردي و ديدگانمان را بينا ساختي كه به تو تقرب جوييم و به مقام كرامت تو واصل آييم . بدرود كه هنوز فرا نرسيده است از آمدنت شادمان بوديم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناك . بار خدايا، يكي از اين برگزيدهترين وظايف و خاصترين واجبات، ماه رمضان را قرار دادي. ماهي كه آن را از ميان ديگر ماهها ويژگي ديگري بخشيدهاي و از ميان همه زمانها و روزگارها اختيارش كردهاي و بر همه اوقات سال برترياش نهادهاي، زيرا كه در آن قرآن و نور نازل كردهاي و بر تكاليف مومنان چند برابر افزودهاي و روزه را در آن واجب داشتهاي و مردمان را به برپاي خاستن براي عبادت خود ترغيب كردهاي و شب قدر را كه از هزار ماه بهتر است تجليل فرمودهاي . و چون رمضان را به ما عطا كردي، ما را بر ديگر امتها فضيلت نهادي و از ميان پيروان ديگر كيشها برگزيدي . پس ما به فرمان تو روزش را روزه داشتيم و شبش را به نماز برخاستيم، و با روزه داشتن و نماز خواندن در اين ماه به رحمتي كه ما را ارزاني داشته بودي روي نهاديم و آن را وسيله نيل به ثواب تو قرار داديم . تويي كه هر چه از تو خواهند تواني داشت و آنچه از فضل و احسان تو طلبند تواني داد و به خواستاران مقام قرب خود نزديك هستي . در برابر قصوري كه در اين ماه در طاعت تو ورزيدهايم، ما را پاداشي ده كه به ياري آن بر فضيلت مرغوب دست يابيم و آن اندوختههاي گوناگون را كه به آن مشتاق شدهايم بستانيم . عذر تقصير ما را در اداي حق خود بپذير و عمر ما را تا رمضان ديگر دراز كن و چون به رمضان ديگر رسيديم، ياريمان ده تا آن سان كه سزاي خداوندي توست عبادتت كنيم و ما را به منزلتي رسان كه سزاوار طاعت توست و به چنان اعمال شايستهاي برگمار كه اداي حق تو را در اين رمضان و رمضان ديگر، بايسته باشد. اي خداوند، ماه رمضان در ميان ما بس ستوده زيست و ما را مصاحب و ياري نيكو بود و گرانبهاترين سودهاي مردم جهان را به ما ارزاني داشت . اما چون زمانش به سر رسيد و مدتش و شمار روزهايش پايان گرفت، آهنگ رحيل كرد. اي خداوند، اينك با او وداع ميكنيم، همانند وداع با عزيزي كه فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگين و گرفتار وحشت تنهايي كند، عزيزي كه او را بر ما پيماني است كه بايد نگه داريم و حرمتي كه بايد رعايت كنيم و حقي كه بايد ادا نماييم . پس اكنون ميگوييم: بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا. بدرود اي گراميترين اوقاتي كه ما را مصاحب و يار بودي، اي بهترين ماه در همه روزها و ساعتها. بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها، اي ماه سرشار از اعمال شايسته بندگان خداوند. بدرود اي يار و قريني كه چون باشي، قدرت پس جليل است و چون رخت بربندي، فراقت رنج افزا شود. اي مايه اميد ما كه دوريت براي ما بس دردناك است . بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، ما از سپري شدن رمضان اندوهگينيم، تو ما را بر اندوه اين فراق پاداش خير ده و اين روز عيد و روز روزه گشادن را بر ما مبارك گردان . چنان كه روز عيد از شمار بهترين روزهايي باشد كه بر ما گذشته و عفو تو را به سوي ما آورده و گناه ما را زدوده است. بار خدايا، گناهان آشكار و نهان ما را بيامرز. بدرود اي همدم ما كه چون بيايي، شادماني و آرامش بر دل ما آري و چون بروي، رفتنت وحشت خيز است و تالم افزاي . بدرود اي همسايهاي كه تا با ما بودي، دلهاي ما را رقت بود و گناهان ما را نقصان . بدرود اي ياريگر ما كه در برابر شيطان ياريمان دادي و اي مصاحبي كه راههاي نيكي و فضيلت را پيش پاي ما هموار ساختي . بدرود كه آزادشدگان از عذاب خداوند، در تو چه بسيارند، و چه نيكبخت است آن كه حرمت تو نگه داشت . بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامه عمل ما زدودي و چه بسا عيبها كه پوشيده داشتي . بدرود كه درنگ تو براي گنهكاران چه به درازا كشيد و هيبت تو در دل مومنان چه بسيار بود. بدرود اي ماهي كه هيچ ماه ديگر را توان همسري با تو نيست . بدرود اي ماهي كه تا تو بودي، امن و سلامت بود. بدرود اي آن كه نه در مصاحبت تو كراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندي . بدرود كه سرشار از بركات بر ما در آمدي و ما را از آلودگيهاي گناه شست و شو دادي . بدرود كه به هنگام وداع از تو نه غباري به دل داريم و نه از روزهات ملالتي در خاطر. بدرود كه هنوز فرا نرسيده است از آمدنت شادمان بوديم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناك . بدرود كه چه بديها كه با آمدنت از ما دور شد و چه خيرات كه ما را نصيب آمد. بدرود تو را و آن شب قدر تو را كه از هزار ماه بهتر است . بدرود كه ديروز كه در ميان ما بودي آزمند ماندنت بوديم و فردا كه از ميان ما خواهي رفت آتش اشتياق در دل ما شعله خواهد كشيد. بدرود تو را و آن فضل و كرم تو را كه اينك از آن محروم ماندهايم . و بر آن بركات كه پيش از اين ما را داده بودي و اينك از كف دادهايم . بار خدايا، ما آشناي اين ماهيم، ماهي كه ما را بدان شرف و منزلت دادي و به بركت نعمت و احسان خويش روزه داشتنش را توفيق دادي، در حالي كه مردمان شقي قدرش را نشناختند و با شوربختي خويش، از فضيلتش محروم ماندند. اي خداوند، تو بودي كه ما را برگزيدي و به شناخت اين ماه توفيق عنايت كردي و به سنت آن راه نمودي . تو بودي كه ما را توفيق روزه داشتن و نمازگزاران ارزاني داشتي، هر چند ما قصور ورزيديم و اندكي از بسيار به جاي آورديم . بار خدايا، حمد تو راست در حالي كه به بدكرداري خويش اقرار ميكنيم و به تبهكاري خويش معترفيم . براي رضاي توست اگر در اعماق دلمان پشيمان شدهايم و از سر صدق از تو پوزش ميطلبيم . پس در برابر قصوري كه در اين ماه در طاعت تو ورزيدهايم، ما را پاداشي ده كه به ياري آن بر فضيلت مرغوب دست يابيم و آن اندوختههاي گوناگون را كه به آن مشتاق شدهايم بستانيم . عذر تقصير ما را در اداي حق خود بپذير و عمر ما را تا رمضان ديگر دراز كن و چون به رمضان ديگر رسيديم، ياريمان ده تا آن سان كه سزاي خداوندي توست عبادتت كنيم و ما را به منزلتي رسان كه سزاوار طاعت توست و به چنان اعمال شايستهاي برگمار كه اداي حق تو را در اين رمضان و رمضان ديگر، بايسته باشد. بار خدايا، در اين ماه اگر گناه كردهايم، يا مرتكب آن شدهايم، يا به عمد خطايي از ما سر زده، يا از سر فراموشي ستمي بر خود واداشتهايم، يا پرده حرمت ديگري را دريدهايم، بار خدايا بر محمد و خاندانش درود بفرست و گناه ما در پرده اغماض فروپوش و ما را عفو كن و در برابر ديدگان شماتت كنندگان قرار مده و زبان طاعنان در حق ما دراز مگردان و ما را به رافت پايان نيافتني و فضل و كرم نقصان ناپذير خود به كاري برگمار كه خطاهايي را كه در اين ماه مرتكب شدهايم و تو آن نپسنديدهاي، از ميان ببرد يا فرو پوشد. بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، ما از سپري شدن رمضان اندوهگينيم، تو ما را بر اندوه اين فراق پاداش خير ده و اين روز عيد و روز روزه گشادن را بر ما مبارك گردان . چنان كه روز عيد از شمار بهترين روزهايي باشد كه بر ما گذشته و عفو تو را به سوي ما آورده و گناه ما را زدوده است. بار خدايا، گناهان آشكار و نهان ما را بيامرز. اي خداوند، با به پايان رسيدن اين ماه، ما را از لوث گناه پاك نماي و با رفتنش، از ورطه گناهان برهان و از نيكبختترين كساني قرار ده كه در آن به عبادت تو پرداختهاند و نصيبشان از همه بيشتر بوده و بيش از همه از آن بهره يافتهاند. بدرود اي گراميترين اوقاتي كه ما را مصاحب و يار بودي، اي بهترين ماه در همه روزها و ساعتها. بار خدايا، اگر كسي از بندگان تو، حق اين ماه را آن چنان كه شايسته اوست رعايت كرده و حرمتش نگه داشته و وظايف خود و احكام آن را به جاي آورده و از گناهان پرهيز كرده و به تو تقرب جسته، آن سان كه خشنودي تو نصيبش شده و رحمت تو بر او روي نهاده، اي خداوند، همانند مزدي كه او را ميدهي، از خزانه بينيازيت به ما نيز ارزاني دار و چند برابر آن از فضل خود عطا فرماي، كه خزاين فضل تو را نقصان نيست، بلكه همواره در افزايش است، و معادن احسان تو دستخوش فنا نشود و بخشش تو چه بخششي گواراست . بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و براي ما مزدي بنويس چونان مزد كسي كه اين ماه را تا روز قيامت روزه داشته و تو را عبادت كرده است . اي خداوند، ما در اين روز فطر، روز عيد و شادماني مومنان، روز اجتماع مسلمانان به گرد يكديگر، از هر گناه كه مرتكب شدهايم و از هر كار زشت كه زين پيش از ما سر زده، و از هر خيال بد كه در دل خود پنهان داشتهايم، توبه ميكنيم؛ توبه كسي كه در حال خيال بازگشتنش به گناه نيست و بار ديگر به گناه بازنگردد، توبهاي كه بي بازگشت، عاري از هرگونه شك و ريب . بار خدايا، چنين توبهاي را از ما بپذير و از ما خشنود شو و ما را در آن توبه ثابت قدم گردان . اي خداوند، روزي ما ساز خوف از عقاب جهنم را و شوق به نعيم بهشت را، تا لذت آنچه را كه از تو خواستهايم دريابيم . اي خداوند، ما را در شمار توبه كنندگاني درآور كه محبت خود را به آنان ارزاني داشتهاي و پذيرفتهاي كه به طاعت تو باز گردند، اي دادگرترين دادگران . اي خداوند، از پدران و مادران و همكيشان ما، آنان كه ديده از جهان بستهاند و آنان كه هنوز جام مرگ ننوشيدهاند، درگذر. بار خدايا، بر محمد پيامبر ما و خاندان او درود بفرست . همچنان كه بر ملائكه مقربين خود درود فرستادهاي . و بر او و خاندانش درود بفرست، آن سان كه بر پيامبران مرسل خود درود فرستادهاي، و درود بفرست بر او و خاندانش، آن سان كه بندگان صالح خود را درود فرستادهاي، درودي برتر از درود آنها، اي پروردگار جهانيان . درودي كه بركت آن به ما رسد و سود آن نصيب ما گردد و سبب استجابت دعاي ما شود، كه تو كريم تر كسي هستي كه بدو رغبت توان يافت و كارسازترين كسي هستي كه بدو توكل توان كرد و تو خود بخشندهترين كسان به سائلان درگاه خود هستي و انت علي كل شي قدير. بدرود اي بزرگترين ماه خداوند، اي عيد اولياي خدا! بدرود اي گراميترين اوقاتي كه ما را مصاحب و يار بودي، اي بهترين ماه در همه روزها و ساعتها. بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها، اي ماه سرشار از اعمال شايسته بندگان خداوند. بدرود اي همدم ما كه چون بيايي، شادماني و آرامش بر دل ما آري و چون بروي، رفتنت وحشت خيز است و تالم افزاي. بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامه عمل ما زدودي و چه بسا عيبها كه پوشيده داشتي. بدرود كه درنگ تو براي گنهكاران چه به درازا كشيد و هيبت تو در دل مومنان چه بسيار بود. بدرود اي ماهي كه هيچ ماه ديگر را توان همسري با تو نيست
ماه خدا به آخر رسيده و عيد سعيد فطر از راه مىرسد. عيد فطر، تجلى اوج يك ماه بندگى و عبوديت پروردگار متعال و يك ماه سازندگى و وارستگى و معراج انسانى است. طلوع اشعه پرفروغ خورشيد اين عيد سعيد، براى كسانى كه از فيوض و بركات اين ماه استفاده كردهاند، ظهور بارقه ملكات و فضائل انسانى را نويد مىدهد و از اين رو نه تنها كوشش و مجاهدات و پرواز در اوج ملكوت و مقامات بندگى حق را پايان يافته نمىبينند، بلكه اين روز مبارك را سرآغازى نوين براى استمرار حركت سازنده خويش مىيابند. ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى(ره) در كتاب ارزشمند المراقبات مىفرمايند: «عيد عبارت است از زمانى كه خداوند متعال از ميان روزها انتخاب فرموده تا رحمت و عنايت و انعام خود را بر بندگانش نازل فرمايد تا آنان براى دريافت خلعتها و جوايز و عطاياى حق تعالى جمع شوند و اجازه فرموده تا در پيشگاه مقدسش حضور يافته و نزد او به فقر و مسكنت و عبوديت خود اعتراف كرده و از گناهان خويش استغفار كرده و حوائج و نيازهايشان را عرضه دارند ... و وعده فرموده آنان را اجابت كند و فوق رغبتشان به ايشان عطا فرمايد ... و دوست دارد بندگانش در اين عيد، گمان خود را به پروردگار خود نيكو كرده و به مغفرت و عطاى او بيشتر اميدوار باشند آرى اين روز بزرگ براى كسانى عيد و موجب افتخار، مباهات، سرور و خشنودى است كه از حضيض حيوانيت و رذيلت به اوج انسانيت و فضيلت و از مدارج پست و منحط بردگى و ذلت و زير يوغ استعمار و استكبار زيستن، به معارج والا و متعالى آزادى و آزادگى و زندگى در سايه حاكميت خدا و دين او و مبارزه و ايستادگى در برابر دشمنان خدا پرواز كردند. در همين راستا ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى(ره) اين مجسمه تقوا و استاد اخلاق حضرت امام خمينى(ره) در كتاب ارزشمند المراقبات مىفرمايند: «عيد عبارت است از زمانى كه خداوند متعال از ميان روزها انتخاب فرموده تا رحمت و عنايت و انعام خود را بر بندگانش نازل فرمايد تا آنان براى دريافت خلعتها و جوايز و عطاياى حق تعالى جمع شوند و اجازه فرموده تا در پيشگاه مقدسش حضور يافته و نزد او به فقر و مسكنت و عبوديت خود اعتراف كرده و از گناهان خويش استغفار كرده و حوائج و نيازهايشان را عرضه دارند ... و وعده فرموده آنان را اجابت كند و فوق رغبتشان به ايشان عطا فرمايد ... و دوست دارد بندگانش در اين عيد، گمان خود را به پروردگار خود نيكو كرده و به مغفرت و عطاى او بيشتر اميدوار باشند ... و انسان زيانكار بيچاره در چنين روزى آن كسى است كه از معنا و حقيقت عيد غافل شود و در روز عيد با سبك مغزى و جهالت به اعمال و مراسمى لغو و بيهوده، خود را مشغول دارد و از توجه به خداى تعالى و انس با محبوب و گفت و گو و قرب به او اعراض كرده و به گفت و گو و انس با غير خدا و غافلين و محجوبان از حق تعالى راضى شود.» در هر حال، خداوند رحيم و رحمان ماه مبارك رمضان را ميدانى براى مسابقه در عبادت و اطاعت بندگان خود قرار داده و آنان را براى دريافت جوائز و خلعتهاى الهى در روز عيد فراخوانده است. خداوند رحيم و رحمان ماه مبارك رمضان را ميدانى براى مسابقه در عبادت و اطاعت بندگان خود قرار داده و آنان را براى دريافت جوائز و خلعتهاى الهى در روز عيد فراخوانده است. اگر اين روز با عظمت را خداوند متعال براى مسلمين عيد قرار داده پس بايد آثار خدايى، يعنى قدرت و عزت و مهابت و هيمنه الهى نيز بر اجتماع آنان حاكم باشد. بايد حاكميت دين و خواسته و اراده او و ارزشها و اصالتهاى انسانى و الهى در ميان آنان محقق باشد. اگر اين روز با عظمت را خداوند متعال براى مسلمين عيد قرار داده پس بايد آثار خدايى، يعنى قدرت و عزت و مهابت و هيمنه الهى نيز بر اجتماع آنان حاكم باشد. بايد حاكميت دين و خواسته و اراده او و ارزشها و اصالتهاى انسانى و الهى در ميان آنان محقق باشد، ارزشهايى همچون شجاعت و سيادت، آزادگى و كرامت پيشگى، استقلال و سرفرود نياوردن در برابر هيچ قدرتى جز خدا، روحيه عدالت خواهى و ستم ستيزى و ذلت ناپذيرى، عشق به لقاءالله و گذشت از همه چيز براى اقامه و اعتلاى دين خدا و ... در غير اين صورت انتساب اين عيد به خداوند ناصواب است. از اين رو با توجه به فحواى متون اسلامى از مهمترين مسائل مربوط به اين عيد بزرگ توجه به حكومت جهانى ظلم ستيز و ظالم كوب و عدالت گستر امام زمان(عج) در اين روز است. لذا در بخشى از دعاى بعد از نماز عيد به خواندن اين جملات دستور داده شده است: اللهم انا نرغب اليك فى دولت كريمه ... (كتاب اقبال، صفحه 293) بار خدايا، همانا ما را به آن دولت كريمه و حكومت الهى كه اسلام و مسلمين را بدان، عزت بخشى و نفاق و اهل نفاق را ذليل و نابود فرمايى، رغبت و اشتياقى است و اميد آن داريم كه در چنين حكومتى ما را از دعوت كنندگان به طاعت و راهبران به سوى راهت قرار دهى. طرح چنين مسألهاى در عيد سعيد فطر كه روز تجمع سراسرى ميليونها مسلمان در تمام اقصى نقاط جهان و توجه به قدرت و استعداد و شركت اسلام است، يادآور اين امر است كه مسلمين بايد براى تحقق چنان آرمان مقدس و والايى از چنين روز بزرگى كمال استفاده را برده و عزت و اقتدار و هيبت اسلام را به دنيا نشان دهند و با اتحاد و يكپارچگى هرچه فزونتر بدان اهتمام ورزند



